X
تبلیغات
نابودی زمین

نابودی زمین

2012

jadoooo garyyy

                         جادوگري چيست؟        

امام حسین :

پشت سر کسی که از تو ناپیداست چیزی مگو، مگر آنچه که می پسندی او پشت سرت از تو گوید و همانند بنده ای رفتار کن که می داند به گنهکاری خود گرفتار می شود و به نیک رفتاری خود پاداش می گیرد.

و من میگویم همکلام فردی نشو که از فردی دیگر بدگویی میکند. چون به پشت تو آید از تو بدگویی کند.

همه آدمها نقطه ضعفهایی دارند و همه آدمها نقطه قوتهایی دارند که به نظر بعضی ها خوش نمیآید. پس بهتر است با فردی که عادت به بدگویی دارد کمتر معاشرت کرد.

 

..............................................................................................

از سوگند زیاد بپرهیزید زیرا سوگند آدمی از چهار خصلت سرچشمه می گیرد: یا از خواری است که در خود می یابد و او را بر ذلت تصدیق مردمش بر می انگیزد و یا از ناتوانی در منطق است که سوگندها را پرکننده خلأها و پیوند ساز سخنان بی ربط خود می کند و یا از بدبینی مردم است که از آنان نسبت به خود سراغ دارد و می داند که سخنش را جز با سوگند نمی پذیرند و یا از آن روست که زبان خود را بی اندیشه بکار می گیرد

 

...................................................................

سوگند خوردن در جامعه امروزی ما به نظر من بیشتر از این رو است که فرد خود را ناتوان میبیند. یا درحال گفتن دروغ است. اگر توانایی شما بالاست مطلب را بگو، طرف یا قبول میکند یا نمیکند. اگر قرار باشد قبول کند بدون سوگند هم قبول میکند. اگر در مخیله او حرف شما جای نگیرید خدا را هم پایین بیاورید و بگوید که فلانی راست میگوید طرف مقابل باور نمیکند. پس سوگند خوردن برای چی؟

 

.............................................................

 

راستی، عزت است و دروغ، ناتوانی،

 

اسرار امانت است و همسایگی، خویشاوندی،

 

یاری رسانی صمیمیت است و کار، تجربه آموزی،

 

اخلاق نیک عبادت است و سکوت، زینت،

 

تنگ نظری و آزمندی، فقر،

 

بخشندگی دارایی و مهربانی، خردمندی است.

 

از نظر روانشناسی افراد دروغگو افرادی هستند که احساس ضعف میکنند در مقابل شخص روبرو. این افراد برای جلب توجه شروع به گفتن دروغ میکنند تا نظر نقطه مقابل را به خود جلب کنند.

بخشندگی از روی داشتن است. البته نه داشتن مالی بلکه داشتن روحانی، روح آماده است که لبخندی بر لبی بنشاند. افرادی که بخیل هستند . بسیار کوته فکرند.

 

............................................................

هر کس خدا را آنگونه که حق پرستش اوست بپرستند، خدا از فیض خود به او بالاتر از آرزوها و کفایتش ارزانی دارد

به نظر شما حق پرستش خدا چطوریه؟ فکر میکنید چکار باید کرد؟ اصلا باید کاری کرد؟

به نظر من در خیلی اوقات آدم کاری نکنه بهتره تا بکنه!! یعنی چی؟ یعنی مال کسی رو نخوریم. به کسی تهمت نزنیم. دروغ نگیم و ... خودتون بهتر میدونید.

بعد که اینها رو انجام ندادیم میریم ببینیم که حالا باید چکار انجام بدیم.

.................................................................

جمعی خدا را از شوق بهشت می پرستند، این عبادت سوداگران است و گروهی خدا را از بیم دوزخ می پرستند، این عبادت بردگان است و مردمی هم خدا را از روی شکر می پرستند. این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است .

..................................................

هرکس به نیک گزینی خدا برای او مطمئن شود، جز آنچه را خدا برایش گزیده است آرزو نمی کند.

در جایی خوندم که در هنگام دعا شخصی (متاسفانه اسم ایشونو فراموش کردم)‌ میگفت. خدایا تو آنچه به من ده که کرم توست، نه آنچه که من سزاوار آن هستم.

جالبه اینجاست من همیشه شاکی هستم. خدایا چرا این زندگی منه؟ خدایا چرا من نمیتونم با فلانی ازدواج کنم؟ خدایا چرا چرا چرا....

چرا اینهمه خواسته الکی از خدا داریم؟ مگر خدا قوانین را مشخص نکرده؟ خدواند قانونگذار است و ما مطیع قوانین او. او گفته اگر فلان کار را انجام دهید (در تمامی ادیان و اگر منطقی هم بسنجید با روحیات انسانها کاملا مطابقت دارد) فلان نتیجه را میگیرید. حال ما یا انجام نمیدهیم و نتیجه مطلوب را نمیبینیم. و یا کاری که نباید انجام دهیم را انجام میدهیم و میگییم چرا؟

بنظر من منظور امام حسین همین بوده آدمی که قوانین را رعایت نمیکند نباید انتظار داشته باشد که خدا طوری دیگه رفتار کنه. منکه اینطوری برداشت کردم.

....................................................

آن کس که پیش از اندرز دیگران، خود پند گیرد و پیش از بیدار باش دیگران، خود بیدار شود.

نظرتون درباره این مطلب چیه؟ منظور ایشون چی بوده؟ آیا این گفته هنوز در زمان ما کاربرد دارد؟

این نظر منه که مینویسم. شما چه نظری دارید؟

تا حالا شده به افرادی برخورد کنید که همیشه در حال نصیحت کردن دیگران هستند؟ دیگران را پند میدهند. به خداپرستی دعوت میکنند. به راست گویی فرا میخوانند؟ و به هزاران راه خوب مردم را دعوت مینکنند؟ سوال مهم این است که آیا این افراد خود این رفتار ها را انجام میدهند؟ من وقتی میگویم امام حسین را بشناس. خودم چقدر میشناسمش؟ میخواهم قبل از اینکه مقدار کمی او را به شما بشناسمش خودم او را بشناسم. توی این تحقیق میتوانم شما را هم شریک کنم.

امام را به من بشناسونید. بگید او کی بوده یا کی هست؟ امام را نمیخواهم از دید فلسفی بشناسم میخوام مثل یک آدم معمولی درکش کنم. نمیخواهم توی این دهه پای تلوزیون بشینم یا نوحه هایی رو بشنوم که هیچ فایده ای نداره و یا پای سخنان علمایی بشینم که هیچی از حرفشونو نفهمم.

.............................................................

 

 

 

 

 

 

كلام را با طرح چند سؤال آغاز مي كنم.آيا  علم سرچشمه ي خود را از جادوگري گرفته

است؟آيا جادوگري علم است؟آيا جادوگري حقيقت دارد يا از يك ذهن خرافه پرست

سرچشمه مي گيرد؟آيا دانشمندان جادوگرند يا به طور كلي چه تفاوتي ميان اين دو

دسته وجود دارد؟

پاسخ به تمامي سؤالات فوق نياز به درك مفاهيم علم و جادو، دانشمند و جادوگر دارد.در

ابتدا تصميم دارم به بيان تعريف جادوگري بپردازم و اينكه آيا جادوگري ، علم است ؟

سپس پيشينه ي تاريخي آن وجايگاه آن در اديان و ملل گوناگون و چگونگي ارتباط آن با

علم. همچنين معتقدات عوام در اين باره.

جادو: از زمانيكه بشر به قدرت خود پي برد و توانست به آنها اشراف پيدا كند و خود

رانيازمند به امداد هاي غيبيي يا نيازمند به دانش نسبت به آينده يافت،جادو كشف

شد.جادو چيزي جز بهره ي انسان از نيرو هاي دروني نيست و تنها كافي است روي

موضوع خاصي تمركز نموده تا مشاهده كنيد كه آن كار به خوبي انجام مي شود.

جادو چيزي است كه در اذهان نمي گنجد و خارج از قوه ي درك عموم مردم است. مثل

پيشگويي و يا بلند كردن اجسام از روي زمين با نيروهاي ماورايي، طبق تعريف ارائه شده

حال شايد بتوان به مردم زمان كپرنيك و همچنين گاليله حق داد كه بيان چرخش زمين به

دور خورشيد و گرد بودن زمين را يك جادو و و كفر و آنان را جادوگر پندارند، چرا كه اين

مفاهيم در ذهن مردم آن عصر نمي گنجيد.

يا حتي نوسترداموس پيشگوي شهير نيز از آنجا كه به علم اختر شناسي و مسائل

نجومي اشراف داشت سالها پيش از گاليله و كپرنيك ،چرخش زمين به دور خورشيد و

مسئله ي گرد بودن زمين را پيشگويي كرده بود،اما با اين كار تنها جان خود و خانواده اش

را به خطر انداخته بود.

در بسياري زبانها جادوگري را به متافيزيك نسبت مي دهند و اين دو را يكي مي دانند و يا

اينكه اينگونه اعمال را داراي خاصيت متا فيزيكي مي دانند.

 

پاسخ به اين سؤال كه آيا جادوگري،علم است؟داراي پاسخي مثبت است زيرا به هر

شكل و به هر اندازه ذاتي نياز به تمرين و اكتساب تجارب دارد و عموما جادوگر مي خواهد

كه بخشي از قدرت طبيعت را به نمايش گذارد.

درجاي ديگر بياني درباره ي جادوگري وجود دارد و آن ،اين است كه جادوگري حربه اي

براي آزار رساندن به بشر تعريف شده است. جادوگرى در علم انسان شناسى به معنى

وجود نيرويى تبهكار در سرشت بعضى افراد مى باشد كه بدان وسيله مى توانند بنحوى

اسرارآميز به ديگران صدمه و آزار رسانند.
 

به طور كلي در اذهان هيچ تصوير زيبايي از جادوگري وجود ندارد و ترس از اين افراد در

بشر ريشه دوانيده،البته شايد اين ترس در برخي موارد به جا باشد. اين ترس به حدي بود

كه در قرون وسطي جادوگران را به جرم انحطاط وكفردر آتش مي سوزانيدند.

 البته اگر تعريف دوم از جادوگري يعني جنبه ي آزار رسانيدن آن را در نظر بگيريم اين ترس

بديهي است،ولي در مورد تعريف دوم ترس معنايي ندارد زيرا پيشگويي،هيپنوتيزم و يا

بلند كردن اجسام سنگين توسط نيروي دروني نبايد ترسناك باشد!

اگر به كتب و منابع وسيع قرن هفدهم در باره سحر و جادو مراجعه كنيم، آنها را پر از

گزارشهاى مشاهدات دقيق و گواهيهاى همراه با سوگند و حتى تجربيات خواهيم يافت.

گلانويل فيلسوف مشهور سالهاى نخست انجمن پادشاهى انگليس، جادوگرى را

عاليترين نمونه استدلال تجربى تلقى مى‏كرد.

جادوگري علم است، زيرا در مباحث بعد خواهيم ديد كه در تمامي ادوار، بشر حتي براي

يك سردرد كوچك نيز به جادوگران پزشك مراجعه مي كرد..و جالبتر از آن،اين است كه

كاملا صحت مي يافتند و به اين قضيه اعتقاد داشتند كه جادوگران نيرويي خارق العاده

دارند،هنوز هم پس از گذشت قرن ها و با پيشرفت چشمگير علم و آگاهي بشر در

پزشكي و در همه علوم،هنوز هم توسل به جادواز ميان نرفته است.

معمولا سحر و جادو خاصيتي هميشگي دارد،اما خود جادوگران براي از بين بردن اين جادو

از باطل سحر استفاده مي كنند، كه باز هم خاص خود آنهاست و از عهده ي انسان

عادي انجام آن خارج است.

جادوگران با دست كاري در طبيعت از طريق نيروهاي خود دست به اعمال قدرت مي زدند،

مثلا در زماني كه آب موجود نبود طبيعت را متوجه آن مي كردند كه به باران نياز دارند و

آنرا جادوي تقليدي مي ناميدند.يا زماني كه با كسي دشمن بودند تصوير شخص مورد نظر

را مخدوش مي كردند يا آن شخص مورد نظر را تصور مي كردند و در ذهن او را زخمي مي

كردند.يا در ان دوران با تكرار جملاتي از قبيل طوطى پرواز كرده است ، فاخته پرواز كرده

است، بلدرچين پرواز كرده است ، بيمارى پرواز كرده است ، بيماري را از بين ميبردند.

جادوگري دو نوع نيك وشر داشت كه نوع  نيك آن را رؤسا و روحانيون عمل مي كردند و

نوع شر آن را جادوگران بي رحم انجام مي دادند.

جايگاه جادوگري در ملل مختلف از جمله مصر و ايران و اروپا و آفريقا (شايد به عنوان يك

علم) را از نظر مي گذرانيم.

مصر: ويل دورانت می گويد: از همان آغاز

تاريخ تمدن مصر، علوم رياضی در آن

سرزمين حالت پيشرفته ای داشته و وضع

عجيب اهرام شاهد اين مدعاست و

بزرگترين افتخار مصر قديم علم پزشکی آن

است که مريض را با سحر و جادو و تعويذ

و طلسم درمان می کردند. مثلاً زکام را

اين چنين مداوا می کردند: «ای سرمای

پسر سرما بيرون شو! ای که استخوانها را خرد می کنی و هفت سوراخ سر را بيمار می

سازی... خارج شو و بر روی زمين بيفت ای درد! ای درد! ای درد!». بعدها علم پزشكي در

مصر پيشرفت نمود و آنها توانستند بيماريها را از راه علمي تر آن مداوا كنند.

 ايران: علم نجوم و جادوگري امري

عمومي بود، و هيچ گونه اقدام مهمي

بدون رجوع به وضع صور فلكي به عمل

نمي‌آمد؛ و هر واقعة زميني به اعتقاد

مردم نتيجة جنگ ستارگان سعد و نحس

در آسمان بود ـ همان گونه كه فرشتگان

و شياطين در روح انسان با يكديگر

مي‌جنگيدند ـ و اين در حقيقت همان نبرد

اهورمزدا و اهريمن بود. فقط يك زندگي منزه و

پاكيزه مي‌توانست روح را از شر اهريمن برهاند؛ در جنگ با شيطان،

بهره گرفتن از ياري مغان و پيشگويي، وردخواني، جادوگري، و

دعاهاي آنان امري بس ضروري بود. روحي كه اينگونه ياري مي‌شد به پاكي و قدسيت مي‌رسيد، از دادگاه سهمگين روز رستاخيز مي‌گذشت، و در بهشت، شادماني جاودان مي‌يافت.


آفريقا: آداب و رسومى نظير خدا باورى و باطل كردن طلسم و روح گيرى و تقديس نياكان

و جادوگرى و باطل كردن سحرو...در گذشته و همچنين هم اكنون در آفريقا رواج داشته و

دارد.

                                                                                نمونه نقاشی های جادوگران در آفریقا اعتقاد به جادوگري تا جائي ميرسد كه طبيب جادوگر بسيار مقام

شامخي دارد و آتها به اين اعتقاد داشتند كه يك جادوگر مي تواند مردم را شفا دهد و يا

به هلاكت برساند،آنها طبيب جادوگر را با جادوگران بي رحم يكي نمي دانستند و از

جادوگران بي رحم مي ترسيدند و اين فعاليت را (جادوگري) كاملا موروثي مي دانستند و

اين جادوگران اگر تشخيص داده مي شدند، بايد به كام مرگ مي رفتند.

در بسيارى از مذاهب آفريقائى سحر و جادو از مهمترين دلايل براى بيماريهاى غير منتظره

مرگ و حوادث ناگوار قلمداد مى كردند. آنها مجسمه ها و طلسم مي ساختند و براي آنها

نذورات مي دادند. و فكر مي كردند كه اين مجسمه ها حاجات را اجابت مي كنند و طالع

سعد و نحس را مي سازند.

اروپا: در اروپا نيز جادوگري رواج داشت. حتي فرقه هاي شيطان پرستي كه از انواع

جادوگري محسوب مي شدند و مي شوند. (چون اين فرقه ها هم اكنون هم به حيات

خود ادامه مي دهند.)

فلك شناسي هم توسط دانشمندان غرب ارائه شد و جادوگري را در اروپا تقويت نمود.در

اينجا هرگاه مبحث ستاره شناسي مطرح مي شود جادوي آينده نگري را در پي دارد. در

دوران اخير دارو هايی شامل حشيش ، انهالينيوم و ال اس دی که کمتر شناخته شده

است اما به همين ميزان جادوگر ها و فالگير های اروپای سده های ميانه آن ها را تهيه و

استفاده می کردند، آنها از اين داروها براي بردن انسان به عالم خلسه استفاده مي

كردند.
................................
حال به بررسي ديدگاه ديني راجع به علم جادوگري مي پردازم، به طور كلي دين برخي

علوم را از جمله سحر و جادو را حرام مي داند.و معتقد است علم زماني مطلوب است كه

در راه تكامل انسان نقش منفي نداشته باشد و مصداق چنين علمي تنها از طريق دين

شناخته مي‌شود و هرگز چنين نيست كه علم هميشه در مسير تكامل انسان باشد و با

آن منافات نداشته باشد.

برخورد مذاهب گوناگون با جادو چگونه بود؟

 عموما در كشورهاي اروپايي سران كليسا ، جادوگران را به مرگ محكوم كرده و آنها را

زنده زنده در آتش مي انداختند.در فرانسه و ايتاليا و آلمان هزاران نفر به جرم جادوگري از

طرف كليسا به مرگ محكوم شدند.

كليساي كاتوليك، پيروان كوپرنيك و حزب كمونيست، پيروان مندل را به بهانه اينكه عقايد

آنها علم كاذب است، طرد كردند و آزار دادند.

در مورد اسلام نيز با جادوگري مخالفت شده است، قرآن صحت جادو را تائيد مي كند اما

آن را حرام مي شمارد.

در روايتي از حضرت علي عليه‌السلام آمده كه هنگامي كه ايشان براي جنگ با خوارج

عازم بودند مردي به ايشان گفت از راه علم نجوم به دست آورده‌ام كه امروز پيروز

نمي‌شود. حضرت در جواب او فرمودند: ... كسي كه گفتار تو را تصديق كند قرآن را تكذيب

كرده است و سپس درباره‌ي علم نجوم فرمودند:اي مردم از فراگرفتن علم ستاره‌شناسي

بپرهيزيد جز آن مقدار از علم نجوم كه در دريانوردي و صحرانوردي به آن نياز داريد، چه

اينكه ستاره‌شناسي شما را به غيب‌گويي و غيب‌گويي به جادوگري مي‌كشاند و

ستاره‌شناسي چون غيب‌گو و غيب‌گو چون جادوگر و جادوگر چون كافر و كافر در آتش

جهنم است، با نام خداوند حركت كنيد.

اين روايت نشان مي دهد كه براي علمي چون ستاره شناسي نيز حد و مرز وجود دارد و

نبايد از اين حد تجاوز شود زيرا انسان را گمراه ودر  ياري طلبيدن از خداوند در رسيدن به

هدف‌هاي مطلوب و محفوظ ماندن از ناگواري‌ها احساس بي‌نيازي مي‌كند!... 

سرچشمه هاي علم:
بررسي سرچشمه ي اساسي علم نشان ميدهد كه جادوگري ابتدايي ترين نشانه هاي

گريش به علم در انسان بوده است.فريزر جادو را «خواهر نامشروع علم» مى دانست و از

آنجا كه تكامل گرا بود تكامل گرا بود و جادو، دين و علم را بر روى يك خط تكاملى تصور

مى كرد و جادو را ابتدايى ترين آن ها مى دانست.

كيميا گري در گذشته جادوگري بود و كيميا گران را جادوگر ميدانستند در حالي كه اين

علم امروزه در شكل پيشرفته ي خود همان علم شيمي مي باشد. اما اين علم در زمان

خود شاخه اي وسيع از جادو بود،نگاه به گذشته نشان مي دهد كه كيمياگران براي انجام

فعاليتهاي خود از اوراد استفاده مي كردند.

يكي از شباهتهاي ميان دانشمندان و جادوگران در اين است كه هيچكدام حاضر نيستند

مسائل را آنگونه كه عموم مردم مي پذيرند، بپذيرند. جادوگران قديمي و دانشمندان

كنوني هر دو به اين مسئله معتقدند كه انسان مي تواند در بسياري از پديده هاي جهان

نقش داشته باشد و مسير آنها را تغيير دهد،همچنين مي تواند با شنا خت قوانين حاكم

بر پديده ها تا جايي كه مي تواند آن پديده ها را تحت اختيار و سلطه ي خود بگيرد.

هم دانشمندان و هم جادوگران معتقدند كه در اين جهان اين تنها انسان است كه مي

تواند بر همه چيز احاطه پيدا كند، و به همين دليل است كه جادوگران تمام تلاش خود را

در اين جهت به كار بستند.

شايد اگر تئوري نسبيت اينيشتين و يا تئوري كوانتومي واصل عدم قطعيت هايزنبرگ و...

در قرون وسطي بيان مي شدند، هيچ آينده اي براي اين تئوري ها وجود نداشت و

دانشمندان ذكر شده جادوگراني مطرود و محكوم به مرگ بودند.شايد در قرن هاي آتي

همين تئوريهاي ذكر شده به مثابه ي كيمياگري درآيند و ارئه دهندگان آنها براي بشر قرن

ها بعد فقط و فقط ، جادوگر جلوه نمايند.

اما در اين زمان و در اين مكان اين دانشمندان و همه ي دانشمندان ديگر خدمت بزرگي در

جهت پيشبرد علم داشته اند، كه براي ما فراموش نمي شود، اما براي بشر قرون آتي يا

ابر بشري كه جهان وعده ي آن را ميدهد اينگونه نباشد.....!!!

 

علم کيميا.ليميا.هيميا.سيميا.ريم يا چيست؟

 

علم کيميا (علم صناعت ):علمي است که بوسيله آن ميتوان قواي اجرام معدني بعضي را به بعض ديگر تبديل کرد.
در علم کيميا شرايط خاص اين تبديل آمده است که سختترين علم از علوم غريبه ميباشد اما در قديم بخاطر ارزش بسيار طلا فقط دنبال ساخت طلا و نقره بودند اما کسي که آگاه به رموز اين علم باشد ميتواند مواد مختلف توليد کند.کيمياگران جملات خود را رمز آلود و با استفاده از کلمات عرفاني بيان مي کردهاند
ريشه واژه کيميا را از زبان يوناني دانستهاند. دانش کيميا از ايران برآمد و از راه عربها به اروپا هم راه يافت. اين دانش را ميبايد زيرساخت دانش شيمي بدانيم. خود واژه شيمي هم فرانسوي شده واژه کيمياست.

 

 

 

علم ليميا(علم تسخيرات):در اين شاخه چگونگي تأثيرهاي ارادي در صورت اتصالش با موجودات ماورائي مورد نقد و بررسي قرار ميگيرد. ليميا منجر به کسب قدرت تسخير جن و روح ميشود. منظور از تسخير آن است که موجودات در اختيار و به فرمان انسان باشند. برخي افـراد سودجـو براي رسيدن به اهداف خود ( که عمدتاً اهداف غير معنوي و مادي است)از اين موجودات تسخير شده بهره ميبرند.

 

 

 

علم هيميا(علم طلسمات):در علم هيميا، ترکيب قواي عالم بالا با عناصر عالم پايين مد نظر است و به آن علم طلسمات نيز ميگويند.در طلسم از طريق برخي ابزار و وسايل مادي ( عناصر عالم پايين) نيروهاي ماورائي جهت انجام کارها به خدمت گرفته ميشوند. ظاهراً طالعبيني نيز زير مجموعة هيميا ميباشد.
درطالعبيني اعتقاد بر اين است که محل و موقعيت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد ، بر سر نوشت و آينده او تأثير ميگذارد و از اين طريق نسبت به پيشگويي در مورد آينده اقدام ميشود.طالعبينان معمولاً با استناد به تأثيرات ماه، خورشيد و ستارگان ديگر پيشگويي ميکنند.

 

 

 

علم سيميا:علمي است که انسان بوسيله يادگيري آن ، قدرتي عجيب براي انجام کارهاي خارق العاده پيدا ميکند. همچنين اين علم از آميختن قوايِ ارادي با قواي مادي خاص براي دست يابي به تصرّفات خاصّي در امور طبيعي ، مانند تصرّف و خيال که آن را جادوي چشم مي گويند، بحث مي کند. اين علم و فن ، از بارزترين مصداق هاي جادوگري است .نمونه? بارز سيمياگران در طول تاريخ جادوگران اجيرشده توسط فرعون بودند که در مقابل موسي (ع) قرار گرفتند .از اين علم براي دستيابي و تحصيل قدرت در تصرفات عجيب و غريب در امور طبيعي استفاده ميشود. براي مثال تصرف در خيال مردم و تغيير آن از اين دسته است.

 

 

 

علم ريميا:علم شعبده يا شعبده بازي است . يکي ديکر از اعجاب اين علم اين است به وسيله اين علم ميتوانند در يک لحظه به هر کجا که بخواهند بروند . (مانند طي الارض) عبارت است از معرفت قواي ارضيّه و مزاج آنها در يکديگر تا از آنها قوّتي حاصل شود که از آن قوّة فعل غريب صدور يابد .

 

 

....................................................................

 

سلاحهاي جادويي

 

الف:   گلامدرينگ، شمشير الفي که متعلق به تورگون، شاه گوندولين و بعدها گندالف ساحر بود و در هنگام مواجهه با خطر لبههاي آن با نوري آبي و يا سپيد ميدرخشيد.

ب : اورک ريست، متعلق به اکتليون از الف هاي گوندولين؛ اين شمشير خصوصياتي شبيه به گلامدرينگ داشت.

پ: استينگ، خنجر الفي بيلبو با خصوصياتي مانند گلامدرينگ و اورک ريست.

ت :نارسيل، شمشير النديل، شاه نومهنوري؛ گفته ميشود اين شمشير ساختهي تلخار بزرگترين سلاحساز دورف در تمام دورانهاست. نارسيل در هنگام نبرد با برقي خيره کننده ميدرخشيد. برق نارسيل بعد از شکسته شدن در نبرد آخرين اتحاد خاموش شد.

ث: آندوريل، به معناي شعلهي غرب؛ شمشير شاه الهسار که از تکههاي شکستهي نارسيل توسط صنعتگران الف دوباره ساخته شد. آندوريل نيز همچون نارسيل در هنگام نبرد ميدرخشيد.

ج: خنجرهاي وسترنس؛ دو خنجر ساخت نومهنوري ها که از ميان بلنديهاي گورپشته به دست مري و پيپين رسيده بود. اين خنجرها با افسونهايي براي غلبه بر تاريکي ساخته شده بودند.

چ: دشنهي نزگول؛ خنجري جادويي با افسوني کشنده که قرباني خود را تحت فرمان جهان تاريکي در ميآورد.

ح: آنگلاخل، شمشير بهلگ کوتاليون. اين شمشير پس از کشته شدن بهلگ به دست تورين، گويي در عزاي او رنگ تيغهاش سياه شد.

خ: گورتانگ، شمشير تورين که از آب دادن دوبارهي آنگلاخل ساخته شده بود. اين شمشير در آخرين لحظات با تورين سخن

 

.......................................                                         

 

 

 

جادو...

جادو چیه؟! اصلا وجود داره یا همه اش مثل قصه های هزار و یک شب برا سرگرم کردن

ما گفته شده؟ تا حالا شاید این سوال را از خودتون کرده باشید . البته جوابهای متفاوتی

هم ممکنه به این سوال داده باشید، مثلا ممکنه بگید اصلا همه اینها چرت و پرته و وجود

خارجی نداره. شاید هم فکر کنید که یک دنیای دیگه وجود داره و یک عده توش با چوب

دستی و جاروی پرنده زندگی می کنن(مثل هری پاتر).

اما واقعیت چیز دیگه ای است، قرن ها پیش آدم ها مثل الان نبودن. جادوگر ها و آدم های

ممولی کنار هم زندگی می کردن اصلا شاید زندگیشون خیلی هم خوب بوده باشه و

جادوگر ها در بعضی موارد به آدم های عادی کمک می کردن، اما چون یاد گرفتن سحر و

جادو یا بهتر بگم ماوراء الطبیعه سخت بوده تعداد آدم های عادی خیلی بیشتر از

جادوگرها بوده. و از اون جایی که همیشه اکثریت می خوان بقیه را هم مثل خودشون

بکنن و نمی خواستن کسی از اون ها بالا تر باشه شروع کردن به محدود کردن جادوگر

ها و از همون جا بود که جادوگرها کم کم زندگی پنهانی رو در پیش گرفتن و حتی بعد از

مدتی چون آدم ها از قدرت جادوگر ها می ترسیدن شروع کردن به کشتن و سوزاندن

آنها(کاری که در قرون وسطی انجام می دادن). همین طور نسل ها اومدن و رفتن تا این

که وجود جادوگرها به افسانه تبدیل شد.

اگر این موضوع را تصور کنین کمی می تونین به واقعی بودنش پی ببرین. فرض کنین که

یک عده جادوگر وجود دارن بعد از مدتی به خاطر این که تعدادشون خیلی کم می شه

آدم ها فکر می کنن دیگه هیچ کس روی زمین نیست که ماوراءالطبیعه بلد باشه، بعد از

یک مدت دیگه هم دیگه کم کم همه چیز از یاد مردم می ره و خلاصه در قرن حاضر خرافه

و جادو با هم مخلوط می شن تا آدم های عادی به هر جفتشون به چشم خرافات نگاه

کنن.

وسیله ی انتقال تاریخ چیه؟ صد در صد نوشته ها و کتیبه ها. خب در زمان های خیلی دور

عده ی بسیار کمی وجود داشتن که بتونن بنویسن، تازه همین عده ی کم هم بیشتر

نوشته هایشان بعد از مدتی از بین می رفت. علم نوشتن هم خیلی کم در اختیار مردم

عادی بوده و بیشتر در اختیار پادشاهان  و خانوادشون بوده، اون ها هم اگر می خواستن

تاریخ را بنویسن در مورد پادشاه ها و حمد و ستایش اون ها می نوشتن نه در مورد سحر

و جادو...

به خاطر همین است که الان تقریبا همه فکر می کنن جادوگری فقط در داستان هایی

مثل هری پاتر وجود داره!

.................................................................

ابزار و وسایل جادویی

توجه!

 

این کاربردهای گذشته و حال جواهرات فقط برای اطلاع، ارائه شد! بهتر است که از خرد

باطنی خود برای انتخاب و استفاده از سنگتان پیروی کنید درنتیجه احساس میکنیدکه آنها

 

بیشترین سود را برای" گنجینه ی مخصوص" که خود شما هستید، خواهند داشت. 

 

نکات:

 

تخلیه انرژی (Grounding) = پراکندن انرژی متراکم تولید شده در طول هر مراسم

 

جادویی یا  کار  از طریق فرستادن آن به زمین.

 

کوارتز زرد اغلب به عنوان یاقوت زرد فروخته میشود.

 

روده ی بزرگ.

 

از انواع سنگ های یمانی.

FLORITE

 

 = به صورت فلوار یا فلواریت هم نوشته میشود.

 

در نزد جادوگران به هرکیمر (HERKIMER) نیزمعروف است.

 

چاکراها (CHAKRAS)

 

 Past Life Regressionما جادوگران معتقدیم که انسان هایی که در این دنیا هستند در

 

گذشته زندگی های بسیاری را در کالبد های مختلفی تجربه کرده اند که خاطرات این

 

زندگی ها در جایی ثبت شده و با شرایطی (از جمله تالار یادبود در سنت ویکا) قابل

 

دسترسی اند.

.....................................................................

کارما و بخشایش

کارما

 

این درس، درس معروفی است و علاوه بر جادو در مکاتب و طریقت های دیگر هم وجود

 

دارد.

 

میتوان آنرا به طور ساده قانون عمل و عکس العمل نامید.

 

یا به قول خودمان از هر دست بدهی از همان دست میگیری.

 

اما عجیب آنکه هیچکدام از ما از این قانون پیروی نمیکنیم، شاید چون خوب برایمان

 

شرحش نداده اند، حال اجازه دهید این قانون را یک ساحر برای شما شرح دهد:

 

من این قانون را به بومرنگ* تشبیه میکنم، زمانی انسان بومرنگی به دست میگیرد و آنرا

 

به سوی کائنات پرتاب میکند سپس به راه خود میرود. هیچ فرق نمیکند این بومرنگ،

 

بومرنگ ترس باشد یا تهمت و سوء ظن، هر چه که باشد باز میگردد و به فرد برخورد

 

کرده، او را عصبانی میکند پس بومرنگ را برداشته دور و بر را نظاره میکند، میخواهد متهم

 

اصلی را بیابد سپس بومرنگ را برداشته با قدرتی آنرا بیشتر پرتاب میکند، این بار بومرنگ

 

فاصله بیشتری را می پیماید اما دوباره بازمیگردد و به سختی به قهرمان قصه ی ما

 

اصابت میکند و او حسابی از کوره در میرود و احیانا چند فحش نثار دنیا و کائنات و دیگر

 

انسان ها میکند و بومرنگ را در دست میگیرد و عزم میکند با تمام قدرت آنرا پرتاب کرده از

 

دنیا انتقام بگیرد، این دم سرنوشت سازی است در این لحظه اگر قهرمان ما یک افسونگر

 

باشد، می ایستد و نگاهش را از دنیای بیرون به دستان خودش معطوف میکند و در میابد

 

این همان بومرنگی است که سالها پیش خود ساخته و به پرواز در آورده است پس آنرا به

 

گوشه ای می افکند و دیگر هرگز بومرنگی پرتاب نمیکند مگر بوگرنگ عشق و مهربانی و

 

کمک که اگر روزی بازگشت، او را غرق در شادی و سرور الهی کند.

 

   اما قسمت غمگین انگیز ماجرا در مورد انسان عادی است که خشمگین بومرنگ را در

 

دست گرفته و از آنجا که انسان های عادی هیچ به خود نظاره نمیکنند و همه چیز را از

 

چشم دنیا _ و شاید خدا _ می بینند، متوجه نمی شود این همان بومرنگ خودش است

 

که با گذشت زمان فقط کمی رنگ و رو رفته شده و تغییر شکل داده به هر حال این فرد

 

بومرنگ را با نهایت قدرت پرتاب میکند، او میخواهد از همه یا به قول معروف از زمین و

 

زمان انتقام بگیرد، بومرنگ دور و دورتر میشود ولی پس از پیمودن مسافت مشخصی بنا

 

به قانون معنوی کارما بناچار بازمیگردد و این بار به شخص ضربه ی محکمی وارد میسازد

 

طوری که او را از پا در می آورد:

 

"بیماری لاعلاج، ورشکستگی، مرگ کسی که بسیار دوست میداشت یا حتی طلاق."

 

و این دوست ما دیگر توان برخواستن ندارد، هرچه باشد در زندگی بسیار رنج کشیده!

 

نیروی حیاتش ذره ذره تحلیل میرود و به مرگ نزدیک میشود، در واپسین لحظات زندگیش

 

میخواهد بداند چرا این بلا سر او آمده، بیچاره هرگز نمی فهمد که خود مسئول همه ی

 

این بدبختی ها بوده. 

 

اما شما دوستان من خوش شانس تر از این قهرمان قصه ی ما هستید زیرا دارید

 

افسونگری میآموزید و حالا از این قانون آگاه شدید، پس هر گاه که زمین زیر پایتان لرزید

 

اطراف را جستجو نکنید، به درون بنگرید زیرا علت اصلی را آنجا میابید.

 

البته انتظار ندارم که شما تمام کارما هایی را که از قبل اندوخته اید رها کنید و شکل

 

واقعی خود را دوبار باز یابید زیرا این کار به دانش و مهارتهای دیگری نیز، نیاز دارد که با

 

پیشرفت دروس خواهید آموخت، تنها انتظار من "هم اکنون" از شما این است که

 

مسئولیت بیماری، فقر و هرگونه نقصان و مشکل زندگی خود را به عهده بگیرید و به

 

گذشته بنگرید تا بومرنگ های معیوب و ناقص را بیابید و هرگز دوباره آنها را پرتاب نکنید.

 

 

.......................................................

افسانه ی شخصی

طرح الهی زندگی یا همان افسانه ی شخصی:

 

در این دنیا راهی وجود دارد که تنها شما باید از آن عبور کنید وگرنه تا ابد الدهر بی رهگذر

 

باقی خواهد ماند، در این دنیا حفره ای وجود دارد که تنها شما باید آنرا پر کنید و کاری

 

وجود دارد که خداوند برای شما و فقط شما در نظر گرفته و از عهده ی هیچ کس دیگر

 

ساخته نیست.

 

حتما شما هم این جوک را شنیده اید که: کسی میپرسد اگر ادیسون برق را اختراع

 

نمیکرد چه میشد؟ آنوقت دیگری جواب میدهد که کس دیگری برق را اختراع میکرد!

 

این جوک مزخرف است، زیرا افسانه ی شخصی ادیسون اختراع برق بود و همان طور که

 

ادیسون برای اختراع برق تلاش میکرد افسانه ی شخصی اش یعنی برق نیز در

 

جستجوی ادیسون بود!

 

یکی از مهمترین چیزها در جادو دنبال کردن افسانه ی شخصی است که من از شما

 

تقاضا دارم و به شما دستور میدهم که به دنبال افسانه ی شخصی خود بروید اما هیچ

 

کس نمی تواند هدفی را که نمی بیند، شکار کند. پس شما اول باید طرحی که خداوند

 

برای شما در زندگی در نظر گرفته کشف کنید، شاید این را باید در گذشته میگفتم اما آن

 

موقع شما مراقبه نمی دانستید.

 

اگر دروس مرا با جدیت دنبال کرده باشید حتما تا حالا در مراقبه تبحر کافی را یافته اید،

 

امیدوارم که اینطور باشد زیرا حالا به مراقبه نیاز دارید، برای یافتن راهتان:

 

ابتدا در حالت مراقبه بنشینید و کمی امواج آینده و رونده ی ذهن خویش را نظاره کنید

 

کمی که آرام تر شدید در حالی که به مراقبه ادامه میدهید واژه های آیینی زیر را بر زبان

 

آورید:

 

(( جان لایتناهی، راه ظهور طرح الهی زندگیم را بگشا!  بگذار تا هم اکنون نبوغ درونم

 

عیان و بیان شود. بگذار تا هم اکنون آن طرح کامل را به چشم ببینم.))*

 

باید تکرار کنم که مانند گذشته این واژه ها را با ایمان و آگاهی کامل بر زبان آورید. به

 

جای طرح الهی هم میتوانید از واژه ی افسانه ی شخصی استفاده کنید. اما هرگونه

 

تغییر دیگر در این واژه ها باید زیر نظر مستقیم من و با تایید من انجام گیرد زیرا لغات دارای

 

نیروی جادویی اند و هر تغییری  میتواند نتایج غیر قابل پیش بینی به بار آورد.

 

  به مراقبه ادامه دهید بدون هیچ اعمال زور یا اراده ای. بگذارید افسانه ی شخصی تان بر

 

شما نمایان شود.

 

این تجلی ممکن است به صورت اصوات یا تصاویری صورت گیرد یا خیلی ساده انجام

 

چیزی یا کاری به دلتان بیفتد، یا نشانه هایی که پس از مراقبه دریافت میکند: صحبت

 

اطرافیان، فیلم تلویزیون، مضمون ترانه ای که گوش میدهد یا هر چیز دیگر فقط هوشیار

 

باشید و بعد از کشف طرحی که خداوند برای زندگی تان در نظر گرفته درنگ نکنید و در

 

جهت تحققش کاری انجام دهید و بدانید که شما در ذهن الهی در اوج سلامت، زیبایی و

 

ثروت هستید اما اینها زمانی تحقق میابند که گام در راه افسانه ی شخصیتان بگذارید،

 

همه چیز زیر و رو میشود و شما دوباره متولد میشود اما نه به صورت عادی که به صورتی

 

کامل و عالی همان طور که در ذهن الهی هست.

 

و آماده خواهید بود برای تحقق بخشیدن هدفی که خداوند شما را به خاطر آن به این دنیا

 

فرستانده، کاری که فقط از عهده ی شما بر می آید.

 

آری دوستان من! راز اقتدار بی حد و حصر جادوگران در همین است آنها افکار به عینیت

 

در آمده ی خداوندند و شما خوب میدانید افکار ذهن الهی بی نقص و به غایت کامل اند.

 

اگر همه این "درس" را بیاموزند آنوقت دیگری را همانطور که هست می پذیرند و سعی

 

در تغییر دیگری با هر وسیله ی ممکن نخواهند داشت زیرا میدانند این مسافران ابدیت و

 

این سالکان راه جادویی زندگی در پی تحقق بخشیدن افسانه ی شخصی خویشند که

 

اگر آنرا در این زندگی تحقق نبخشند زنجیره ی عشق الهی می گسلد و فرد محکوم

 

میشود که بارها و بارها به این دنیا بازگردد تا افسانه ی شخصی خود را تحقق بخشیده،

 

عشق را دوباره جاری سازد.

...........................................

اقتدار شخصی

میتوانید آنرا ایمان، انرژی یا نیروی حیات بنامیدش، هر چه که بگویید فرقی نمیکند اینها

 

همه اسم های مختلف راجع به چیزی هستند واحد، چیزی شگفت انگیز و در عین حال

 

اسرار آمیز که جادوگران آنرا "اقتدار شخصی" می نامند.

 

توضیح اینکه اقتدار شخصی دقیقا چیست و به چه کار می آید ممکن نیست، اما این را

 

بدانید که اگر میخواهید در زندگی انسانی موفق باشید، اگر میخواهید ثروتمند باشید، اگر

 

میخواهید قدرتمند باشید، اگر میخواهید برتر باشید و فراتر از همه اینها اگر میخواهید

 

جادوگر باشید و بتوانید از سنت ها، اسرار و اوراد جادویی در آینده به شما نشان خواهم

 

داد بهره ببرید، باید اقتدار شخصی کسب کنید و بسیار اقتدار شخصی کسب کنید و یاد

 

بگیرید چگونه آنرا را نگاه دارید.

 

و اما راه های کسب اقتدار:

 

راه های زیادی برای کسب اقتدار وجود دارد از راه های شخصی گرفته تا عمومی، مسلم

 

است دستورات هر دینی (اسلام، مسیحیت و یهود ...)  اگر درست و واقعی انجام شوند

 

به کسب اقتدار می انجامند و همه شما هر دینی که دارید این راه ها را میشناسید، پس

 

من راجع به راه های کسب اقتدار از دیدگاه افسونگران* صحبت میکنم:

 

تاریخچه شخصی خود را از بین بردن ، اهمیت خود را از دست دادن ، انتخاب مرگ به

 

عنوان مشاور، مسئولیت کامل اعمال خود را پذیرفتن ، شکارچی شدن ، دست نیافتنی

 

بودن،شکستن عادات زندگی ، تعقیب کردن افسانه شخصی ، مراقبه ، تنفس ، تغذیه

 

توضیح همه این راهها زمان زیادی میخواهد که نیست، در واقع درس های جادوگری هیچ

 

وقت آنطور که میخواهیم واضح نیست،برای جادو باید ذهنی خلاق و خیال پرداز داشت،

 

حالا کمی شرح میدهم:

 

همه ما اسیر گذشته هستیم، مشکل ما این است که دیگران دقیقا میدانند ما که

 

هستیم و از کجا آمده ایم آنها از ما انتظارات خاص دارند نه برای اینکه به آنها قولی داده

 

ایم، بلکه به این خاطر که آنها تاریخچه شخصی ما را میدانند، لازم نیست برای همه،

 

همه چیز را توضیح دهید لازم نیست کسی بداند اسم واقعی شما کیست از کجا آمده

 

اید و ... ، بگذارید ندانند و در اسرار و تاریکی فرو روید.

 

ما احساس می کنیم بسیار مهم هستیم پس به خودمان اجازه میدهیم وقتی اوضاع بر

 

وفق مراد نیست محل را ترک کنیم، با خود سازش میکنیم و مثل یک حرام زاده در کارها

 

افراط میکنیم، اما بگذارید چیزی به شما بگوییم ما هیچ اهمیتی نداریم، این شما را ناامید

 

میکند؟ برعکس اگر این را درک کنید سپس درک میکنید که این وضع در مورد همه هست

 

و همه یکسانیم و اقتداری بی مانند کسب میکنید، اما سوال اینجاست که چطور میتوان

 

اهمیت خود را از دست داد؟ خب دقیقا هیچ راه مشخصی نیست اما جادوگران انجام

 

دادن کارهای عجیب و غریب مثل حرف زدن با درختان را پیشنهاد میکنند __ که البته هیچ

 

عجیب نیست __ اما به عقیده من عبادت و مشکلات زندگی روزمره هم میتوانند اهمیت

 

ما را از بین ببرند به شرطی که به آنها به صورت درس هایی نگاه کنید که معلم

 

مهربانمان! برایمان فرستاده نه سدهایی که مانعند.

 

هر وقت که اوضاع نامناسب یا غیر قابل تحمل شد سرتان را به طرف چپ بگردانید و خوب

 

بنگرید حتی اگر نمی بینید مرگتان آنجا ایستاده به فاصله یک بازوی گشوده، از او سوال

 

کنید: آیا واقعا این اتفاق مهم است؟ و مرگ پاسخ میدهد: تنها اتفاق مهم زندگی لمس

 

شانه چپ تو توسط من است اما من هنوز کاری نکرده ام. در ضمن گهگاهی طرف چپتان

 

را بنگرید مرگ با همه هیبت و سکوتش آنجا ایستاده، همراه شماست جدا یا گم نمیشود

 

او آنجاست و کوچکترین تماسش با شما نتیجه اش مرگ شماست، او آنجا نیست تا

 

شما را بترساند او آنجاست تا به شما بگوید که موجوداتی فانی هستید، پس به خاطر

 

داشته باشید!

 

این یکی واقعا مهم است و انسان ها اقتدار بسیار زیادی را از این طریق هدر میدهند دز

 

حالی که یکی از راههای کسب اقتدار است. مسئولیت کارتان را بپذیرید هر چه که

 

هست، با مثالی کوتاه این بحث را به پایان میبرم، اگر شما دانش آموز هستید مسئولیت

 

دانش آموز بودن را بپذیرید و به بهترین شکل وظایفتان را انجام دهید، اگر این کار را

 

دوست ندارید رهایش کنید، هیچ حد وسطی وجود ندارد، رهایش کنید!  و به دنبال کاری

 

مناسب بروید که مسئولیتش را میپذیرید، در این مسیر کائنات و ارواح جادوگران بزرگ و

 

قدرتمند گذشته، حامیان شما خواهد بود، با خود سازش نکنید!

 

راجع به بقیه خودتان فکر کنید و سعی کنید راز نهفته در آنها را کشف کنید و از همین

 

لحظه آنها را به کار ببندید، زیرا کم کم داریم وارد قسمت های پنهان جادو میشویم و شما

 

قطعا به اقتدار نیاز خواهید داشت.

.......................................

جهان نمادین، نشانه ها و روح جهان

کل کائنات با شعور و احساسه، از ذره ای در دل خاک گرفته تا ماه و خورشید، انسان هم

 

جزئی از این شعور عظیمه که جادوگران اون روح جهان* می نامند.

 

حالا از شما 2 سوال می پرسم آیا می شه به روح جهان نفوذ کرد؟ و اینکه راه نفوذ به

 

روح جهان چیست؟                        در موردش فکر کنید !

 

افسانه ی شخصی،نشانه های خدا:

 

کیمیاگران معتقدند که هر کس در این دنیا رویایی داره که باید اون رو تحقق ببخشه، البته

 

برای تحقق بخشیدن به رویامون باید مسیر مشخصی رو بپیمائیم که این راه به وسیله ی

 

نشانه های خدا مشخص شده به این خاطر جادوگران به نشانه ها بسیار اهمیت میدن.

 

خوب اینجا این سوال پیش میاد که این نشانه ها رو چطور می شه دید ؟  اصلا این نشانه

 

ها چطوری هستن؟

 

خوب ساده است نشانه ها همه جا هستند و هر اتفاق _ ساده یا مهم _ می تونه

 

نشانه ی خداوند باشه یا هر حرف که می شنویم و خلاصه هر چیزی که بتونید فکرش رو

 

کنید _ یا نتونید _ می تونه یه نشانه باشه خوب حالا وقتشه که دست به کار بشید و راز

 

شکست ناپذیری و تسلط افسونگران بر اوضاع رو به کار ببرید بله به همین سادگی فقط

 

نشانه ها رو باور داشته باشید و به راهنمایی شون عمل کنید.

 

 ((سعی کنید، اگر اشتباه کنید متوجه میشود و پس از مدتی کارآزموده میشوید.))

 

.........................................................

 

مراقب دریچه ی اسرار

 

اگر جریان زندگی شما را به این مکان رهنمون شده در آرامش به مطالعه ادامه دهید، زیرا

 

امروز می خواهم یکی از مهمترین درس هایی را که آموختم به شما بیاموزم:

 

در فیلم روز هشتم هری و ژرژ در کنار هم روی چمنزاری در جنگل دراز کشیده اند:

 

((هری قصد رفتن می کنه، ژرژ به هری می گه: فقط یک دقیقه! ... بعد از یک دقیقه که

 

می گذره ، ژرژ به هری می گه: چطور بود؟  یک دقیقه برای خودمون.))

 

تا حالا چند تا از ما فقط یک دقیقه برای خودمون داشتیم؟ بدون فکر کردن به مشکلات،به

 

آینده و گذشته، حتی بدون فکر کردن به خوشی ها، تجربه ی گران بهایی است.

 

     البته امکان دارد افکار مزاحم دست از سرتان برندارند، رهایشان کنید بگذارید بیایند و

 

بروند همان طوری که برگ های پاییزی بر روی رودخانه می لغزند و از جلوی چشم هاتان

 

آرام میگذرند و به راه خودشان میروند و نگاه شما روی رودخانه ثابت می ماند.

 

خوب وقتشه دست از خوندن بردارید تا این 1 دقیقه رو با هم تجربه کنیم،/1دقیقه بدون

 

هیچ فکری در آرامش کامل/

 

خوب منم با شما این تجربه رو حس کردم ، حالا آرامش بیشتری دارم، شما چطور؟ در

 

ضمن میتونید در حین مراقبه از تنفس آرام هم بهره بگیرید.

 

خوب اینم از این درس الان شما حالا یاد گرفتید که مراقبه کنید، این تمرین رو هر روز سر

 

ساعتی معین ، صبح زود یا عصر بهتر است ، انجام دهید با نظم و انضباط.

 

هر روز 5 دقیقه مراقبه کردن ضروریه، 10 دقیقه خوبه و 15 دقیقه عالی!

 

میتونید در روز 2 نوبت مراقبه کنید که این کار پیشرفتتون رو به طور چشمگیری افزایش

 

میده و به خاطر داشته باشید مراقبه هر چند ساده اما پایه و اصول جادوگری است از

 

دیدن نشانه ها گرفته تا احضار شیاطین و روشن بینی و نیروهای حیرت آور دیگر همه و

 

همه از مراقبه و ذهنی خاموش* سرچشمه میگیرند.

..................................................

 

جادوگري خواهر نامشروع علم :

کلام را با طرح چند سوال آغاز مي کنم.آيا علم سرچشمه خود را از جادوگري گرفته

است؟ آيا جادوگري علم است؟آيا جادوگري حقيقت دارد يا از يک ذهن خرافه پرست

سرچشمه مي گيرد؟ آيا دانشمندان جادوگرند يا به طور کلي چه تفاوتي ميان اين دو

دسته وجود دارد؟ پاسخ به تمامي سوالات فوق نياز به درک مفاهيم علم و جادو،

دانشمند و جادوگر دارد. از زمانيکه بشر به قدرت خود پي برد و توانست به آنها اشراف

پيدا کند و خود رانيازمند به امداد هاي غيبيي يا نيازمند به دانش نسبت به آينده

يافت،جادو کشف شد.جادو چيزي جز بهره انسان از نيرو هاي دروني نيست و تنها کافي

است روي موضوع خاصي تمرکز نموده تا مشاهده کنيد که آن کار به خوبي انجام مي

شود.جادو چيزي است که در اذهان نمي گنجد و خارج از قوه درک عموم مردم است. مثل

پيشگويي و يا بلند کردن اجسام از روي زمين با نيروهاي ماورايي، طبق تعريف ارائه شده

حال شايد بتوان به مردم زمان کپرنيک و همچنين گاليله حق داد که بيان چرخش زمين به

دور خورشيد و گرد بودن زمين را يک جادو و و کفر و آنان را جادوگر پندارند، چرا که اين

مفاهيم در ذهن مردم آن عصر نمي گنجيد.در بسياري زبانها جادوگري را به متافيزيک

نسبت مي دهند و اين دو را يکي مي دانند و يا اينکه اينگونه اعمال را داراي خاصيت متا

فيزيکي مي دانند.پاسخ به اين سوال که آيا جادوگري،علم است؟داراي پاسخي مثبت

است زيرا به هر شکل و به هر اندازه ذاتي نياز به تمرين و اکتساب تجارب دارد و عموما

جادوگر مي خواهد که بخشي از قدرت طبيعت را به نمايش گذارد.درجاي ديگر بياني

درباره جادوگري وجود دارد و آن،اين است که جادوگري حربه اي براي آزار رساندن به بشر

تعريف شده است. جادوگري در علم انسان شناسي به معني وجود نيرويي تبهکار در

سرشت بعضي افراد مي باشد که بدان وسيله مي توانند بنحوي اسرارآميز به ديگران

صدمه و آزار رسانند.اگر به کتب و منابع وسيع قرن هفدهم در باره سحر و جادو مراجعه

کنيم، آنها را پر از گزارشهاي مشاهدات دقيق و گواهيهاي همراه با سوگند و حتي

تجربيات خواهيم يافت.گلانويل فيلسوف مشهور سالهاي نخست انجمن پادشاهي

انگليس، جادوگري را عاليترين نمونه استدلال تجربي تلقي مي کرد.جادوگري علم است،

زيرا در مباحث بعد خواهيم ديد که در تمامي ادوار، بشر حتي براي يک سردرد کوچک نيز

به جادوگران پزشک مراجعه مي کرد..و جالبتر از آن،اين است که کاملا صحت مي يافتند و

به اين قضيه اعتقاد داشتند که جادوگران نيرويي خارق العاده دارند،هنوز هم پس از

گذشت قرن ها و با پيشرفت چشمگير علم و آگاهي بشر در پزشکي و در همه

علوم،هنوز هم توسل به جادواز ميان نرفته است. جايگاه جادوگري در ملل مختلف از

جمله مصر و ايران و اروپا و آفريقا(شايد به عنوان يک علم) را از نظر مي گذرانيم.مصر: ويل

دورانت مي گويد: از همان آغاز تاريخ تمدن مصر، علوم رياضي در آن سرزمين حالت

پيشرفته اي داشته و وضع عجيب اهرام شاهد اين مدعاست و بزرگترين افتخار مصر قديم

علم پزشکي آن است که مريض را با سحر و جادو و تعويذ و طلسم درمان مي کردند. مثلا

زکام را اين چنين مداوا مي کردند: «اي سرماي پسر سرما بيرون شو! اي که استخوانها

را خرد مي کني و هفت سوراخ سر را بيمار مي سازي... خارج شو و بر روي زمين بيفت

اي درد! اي درد! اي درد.»! بعدها علم پزشکي در مصر پيشرفت نمود و آنها توانستند

بيماريها را از راه علمي تر آن مداوا کنند.ايران: علم نجوم و جادوگري امري عمومي بود، و

هيچ گونه اقدام مهمي بدون رجوع به وضع صور فلکي به عمل نمي آمد; و هر واقعه

زميني به اعتقاد مردم نتيجه جنگ ستارگان سعد و نحس در آسمان بود همان گونه که

فرشتگان و شياطين در روح انسان با يکديگر مي جنگيدند و اين در حقيقت همان نبرد

اهورمزدا و اهريمن بود. فقط يک زندگي منزه و پاکيزه مي توانست روح را از شر اهريمن

برهاند; در جنگ با شيطان، بهره گرفتن از ياري مغان و پيشگويي، وردخواني، جادوگري، و

دعاهاي آنان امري بس ضروري بود. روحي که اينگونه ياري مي شد به پاکي و قدسيت

مي رسيد، از دادگاه سهمگين روز رستاخيز مي گذشت، و در بهشت، شادماني جاودان

مي يافت.آفريقا: آداب و رسومي نظير خدا باوري و باطل کردن طلسم و روح گيري و

تقديس نياکان و جادوگري و باطل کردن سحرو...در گذشته و همچنين هم اکنون در آفريقا

رواج داشته و دارد.اروپا: در اروپا نيز جادوگري رواج داشت. حتي فرقه هاي شيطان

پرستي که از انواع جادوگري محسوب مي شدند و مي شوند.

برخورد مذاهب گوناگون با جادو  عموما در کشورهاي اروپايي سران کليسا، جادوگران را

به مرگ محکوم کرده و آنها را زنده زنده در آتش مي انداختند.در فرانسه و ايتاليا و آلمان

هزاران نفر به جرم جادوگري از طرف کليسا به مرگ محکوم شدند.کليساي کاتوليک،

پيروان کوپرنيک و حزب کمونيست، پيروان مندل را به بهانه اينکه عقايد آنها علم کاذب

است، طرد کردند و آزار دادند. اسلام نيزهمواره با جادوگري مخالف بوده است، قرآن جادو

و جادوگري را حرام مي شمارد.در روايتي از حضرت علي عليه السلام آمده که هنگامي

که ايشان براي جنگ با خوارج عازم بودند مردي به ايشان گفت از راه علم نجوم به دست

آورده ام که امروز پيروز نمي شويد. حضرت در جواب او فرمودند:... کسي که گفتار تو را

تصديق کند قرآن را تکذيب کرده است. معصومين فراگرفتن آن مقدار از علم نجوم را که در

دريانوردي و صحرانوردي به آن نياز است را لازم و مناسب مي دانند اما فرموده اند که

ستاره شناسي و نجوم فرد را به غيب گويي و غيب گويي به جادوگري مي کشاند و

ستاره شناسي چون غيب گو و غيب گو چون جادوگر و جادوگر چون کافر و کافر در آتش

جهنم است.اين روايات نشان مي دهد که براي علمي چون ستاره شناسي نيز حد و مرز

وجود دارد و نبايد از اين حد تجاوز شود زيرا انسان را گمراه ودر ياري طلبيدن از خداوند در

رسيدن به هدف هاي مطلوب و محفوظ ماندن از ناگواري ها احساس بي نيازي مي

کند...!

جادوگري و سرچشمه هاي علم

بررسي سرچشمه اساسي علم نشان مي دهد که جادوگري ابتدايي ترين نشانه هاي

گرايش به علم در انسان بوده است.فريزر جادو را «خواهر نامشروع علم» مي دانست و

از آنجا که تکامل گرا بود و جادو، دين و علم را بر روي يک خط تکاملي تصور مي کرد و

جادو را ابتدايي ترين آن ها مي دانست.کيميا گري در گذشته جادوگري بود و کيميا گران

را جادوگر مي دانستند در حالي که اين علم امروزه در شکل پيشرفته خود همان علم

شيمي مي باشد. اما اين علم در زمان خود شاخه اي وسيع از جادو بود،نگاه به گذشته

نشان مي دهد که کيمياگران براي انجام فعاليتهاي خود از اوراد استفاده مي کردند.يکي

از شباهتهاي ميان دانشمندان و جادوگران در اين است که هيچکدام حاضر نيستند

مسائل را آنگونه که عموم مردم مي پذيرند، بپذيرند. جادوگران قديمي و دانشمندان

کنوني هر دو به اين مسئله معتقدند که انسان مي تواند در بسياري از پديده هاي جهان

نقش داشته باشد و مسير آنها را تغيير دهد،همچنين مي تواند با شنا خت قوانين حاکم

بر پديده ها تا جايي که مي تواند آن پديده ها را تحت اختيار و سلطه خود بگيرد.هم

دانشمندان و هم جادوگران معتقدند که در اين جهان اين تنها انسان است که مي تواند

بر همه چيز احاطه پيدا کند، و به همين دليل است که جادوگران تمام تلاش خود را در اين

جهت به کار بستند.شايد اگر تئوري نسبيت اينيشتين و يا تئوري کوانتومي واصل عدم

قطعيت هايزنبرگ و... در قرون وسطي بيان مي شدند، هيچ آينده اي براي اين تئوري ها

وجود نداشت و دانشمندان ذکر شده جادوگراني مطرود و محکوم به مرگ بودند.شايد در

قرن هاي آتي همين تئوريهاي ذکر شده به مثابه کيمياگري درآيند و ارئه دهندگان آنها

براي بشر قرن ها بعد فقط و فقط، جادوگر جلوه نمايند.اما در اين زمان و در اين مکان اين

دانشمندان و همه دانشمندان ديگر خدمت بزرگي در جهت پيشبرد علم داشته اند، که

براي ما فراموش نمي شود، اما براي بشر قرون آتي يا ابر بشري که جهان وعده آن را

مي دهد اينگونه نباشد.....!!!         

 

 

 

 

………………………………………………………………

جادوي عام يا جادو در معناي کلّي، به معناي هر عمل عجيبي ست. اصطلاح انگليسي

فنون سحرآميز(به انگليسي witchcraft) شامل قسمتي از اين گونه پديده هاست. و

آنهم شامل جادوي خاص است .

جادو يا جادوي خاص يا جادو در معناي جزئي(به عربي سحر و به انگليسي فنّي ست

 

مرموز براي اثرگذاري بر عالم مادّه با دخالت اراده? جادوگر؛ چه ابتدايي باشد و چه براي

 

خنثي کردن جادوي ديگري ؛چه هدف متعالي داشته باشد و چه پست. چه ورد بحواند،

 

چه حرکاتي انجام دهد و چه از وسايلي استفاده کند .

براي معرّفي جادو مطابق دانش شناسي کاربردي، واژه? جادو را بايد از چند جنبه بررسي

کنيم:

  1.  

کاربرد اصطلاحي اين واژه. يعني هرچه در جايي جادو خوانده شده در اين قسمت

بررسي مي‌شود.

 

  1.  

معرّفي جادوي عام و انواع آن. يعني تمام اعمال عجيب.

 

  1.  

معرّفي «دانش نظري جادو» معروف به نظريه‌هاي جادو. يعني دانشي که به «چيست؟» و «چرا؟»ها در مورد جادو جواب مي‌دهد. و آن علميست به اين نام که مرموز و حتّي رازورزانه يا سرّي است. يعني توسّط علم شناخته نشده. زيرا هيچ گونه توضيح، توجيه، نظريه يا رابطه? علّت و معلول به روش علمي در مورد آن ارائه نشده. امّا چون تلاش به روش علمي و روش هاي کهن در اين زمينه وجود داشته، و فرضيه هايي نيز در اين مورد ارائه شده، نمي‌توان جنبه? دانش آن را کنار گذاشت.

 

 

  1.  

معرّفي «دانش کاربردي جادو». يعني دانشي که از چگونه انجام دادن اعمال عجيب سخن مي‌گويد. نه از «چيست؟» و «چرا؟»

 

  1.  

معرّفي «فنّ جادوگري» يا «سحر» يا «sorcery»: پر حجم ترين قسمت مبحث است. زيرا جادو قبل از هر چيز يک فنّ است و از چگونه عمل کردن براي هدفي خاص صحبت مي‌کند.

 

همراه اين ها تاريخ جادوگري و بازتاب جادوگري در فرهنگ ها هم بررسي مي‌شود.

 

واژه شناسي

 

واژه? «جادو» در زبان پهلوي jâdug بوده‌است.

واژه? «magic» معادل انگليسي آن است، که از واژه? «Magus» گرفته شده که در

فارسي قديم نام يکي از موبدان ستاره شناس زردشتي نه نام «magu?» يا «مجوس»

بوده که يعني «مربوط به منطقه Medes». که Medes نيز خود به معني «قلمرو ماد»

است. پس از فتح ايران، اعراب، زردشتيان را مجوس مي خواندند. [?][?][?][?] و اين واژه

همچنان به همين معني به کار مي رود.

 

واژه? «مجيک» با حروف فارسي در نوشته‌هاي کهن ايران به چشم مي خورد. مثلاً

اوستا کتاب مقدس رزتشتيان پنج قسمت مي‌باشد که يک قسمت آن مربوط به جادوگري

يا جادوي سفيد مي باشد و اين بخش مجيک ناميده مي‌شود که مغ ها (روحانيون

زرتشتي) بعد از آموزش هاي مجيک به سطح ماگي يا مجيکن نايل مي‌شدند.

 

به طور روشن مشخص نشده که واژه مجيک ايراني مي‌باشد يا نه. از طرفي شواهد و

مدارک زبانشناسان و تکرار اين کلمه در نوشته‌ها حکايت از ايراني بودن آن دارد؛ و از طرف

ديگر تا کنون کسي جواب روشني به منشاء اين کلمه در زبان اوستايي نداده است.

 

معناي غير اصطلاحي  :

 

ابتدا توجّه کنيد که صورت باور به وجود جاد و حتّي ارائه? سندي براي آن، دليل بر وجود

اين انواع از جادو نيست. بلکه وجود هر يک به سندي جداگانه نياز دارد. با اين حال اوّلاً اين

لغات اصطلاحي نيستند. بلکه در زبان ها استفاده مي‌شوند و معاني خاصّي نيز دارند.

دوماً تحت عنوان اين لغات تلاش ها و فعّاليت هاي زيادي در طول تاريخ ثبت شده. [?].

 

بحث وجود جادو و اعتقاد به آن در قسمت هاي بعدي مقاله آمده.

 

در زبان فارسي و عربي :

 

فنوني که از تاثيرات عجيب بحث مي‌کنند را اين طور نام برده اند و معنا و دسته بندي

کرده اند (ترتيب موارد در دسته بندي زير اصلاح شده است :

علم و فنّ تنويم يا خواب مصنوعي يا خواب مغناطيسي يا هيبنوتيزم

 

  •  

جادو (در معناي خاص): ايجاد تغييري در عالم مادّه به روشي فراطبيعي به

اراده? جادوگر.

 

  •  

کيميا: علمي که در مورد تبديل مس، فلزّات، يا حتّي سنگ به طلا بحث مي‌کند.

تلاش در اين زمينه منشاء به وجود آمدن علم شيمي شد.

 

  •  

هيميا يا علم و فنّ طلسم‌ها: روش ترکيب قواي عالم بالا با موجودات عالم پايين

 

  •  

علم و فنّ اعداد و اوفاق: درباره? ارتباط اعداد و حروف مطالب با هم و تشکيل

جداول خاصّي به صورت مثلّث يا مربّع و قرار دادن حروف و اعداد در خانه‌هاي آن

براي رسيدن به مطالب مختلف به طرزي مخصوص

  •  

علم و فنّ خافيه: در مود چگونگي تغيير و تکثير حروف و اسامي چيزي که مورد

نظر است و استخراج نام هاي ملائکه و شياطين موکّل بر آنها. سپس دعا کردن با

وردي که از آنها تشکيل شده.

  •  

علم و فنّ احضار ارواح (شبيه ليميا)

  •  

ليميا يا علم و فنّ تسخيرات: چگونگي ارتباط با ارواح قدرتمند عالم بالا. (شبيه

احضار ارواح)

    •  

مانند تسخير جن

  •  

سيميا: درباره? چگونگي ترکيب اراده و قواي فيزيکي خاص براي کارهاي عجيب

·          

    • از انواع آن علم و فنّ ريميا يا تردستي يا چشم بندي در فارسي يا شعبده
    •  
    • در عربي ست: روش استفاده از قواي فيزيکي و خصلتهاي حواس انسان،
    •  
    • براي وانمود کردن آثار خاصّي به چشم و گوش و حواس يا حتّي ذهن
    •  
    • (يعني به کمک قوه? خيال بيننده آثاري عجيب در نظرش مجسّم مي‌کند
    •  
    • که وجود ندارند.). چه با روش هاي فيزيکي، مادّي و طبيعي؛ و چه چه
    •  
    • فراطبيعي
  •  

پيشگويي يا غيب‌گويي: علم خبر دادن از حوادث در گذشته، حال يا آينده؛ که بر

غيب‌گو پنهان است، با دخالت اراده? غيب گو. اينن فن انواعي دارد:

    • عرّافي:عرّاف کسي ست که از کلمات و حالات و رفتار سوال کننده پي به
    •  
    • آينده? او ببرد.
    •  

کهانت (در معناي خاص): کاهن کسي ست که براي او صاحب رايي از

طايفه? جن باشد و او را به آينده خبر دهد. يا به امور مخفي خبر دهد. مثلاً

فلان مال دزديده شده کجاست؟ چه کسي فلاني را کشت؟ ...

کيميا، سيميا، ليميا، هيميا و ريميا را علوم يا فنون پنج گانه? مخفي مي‌خوانند. کهانت در

معناي عام يعني برقراري رابطه با يک جن. کاهن نه تنها مي‌تواند از جن در مورد گذشته،

حال، يا آينده بپرسد؛ بلکه مي تواند از او بخواهد کاري عجيب انجام دهد.

در زبان انگليسي و در جوامع اروپايي

 

در ميان عوام در اروپا ؟

 

  • تحت تاثير قرار دادن وقايع، با استفاده از نيروي اسرار آميز يا فراطبيعي
  •  
  • حقّه‌هاي مرموزي که براي سرگرمي اجرا شود.

 

بر حسب دسته بندي ريچارد کيک هِفِر، مورخ دانشگاهي:

 

 

  • جادوي روان‌شناختي: اولي بر روي ذهن ديگري تأثير مي‌گذارد تا آنگونه که
  •  
  • جادوگر مي‌خواهد عمل کند، مانند علاقه مند ساختن کسي به ديگري
  •  
  • جادوي خيالي يا توهمي: پديد آوردن عجايب گوناگون به چشم بيننده. مانند
  •  
  • جادويي که ضيافت شامي را پديد آورد يا جادوگر را نامرئي کند،
  •  
  • جادويي که تغيير فيزيکي واقعي در شيئي بوجود آورد، در اين تقسيم بندي
  •  
  • گنجانده نشده ‌است. مثلاً معجزه

 

در افسانه‌ها:

 

 

  • جادوي واضح: جادويي است که به سرعت نتيجه‌اش ظاهر ‌شود.

جادوي تدريجي و ظريف: جادويي است که اثرش به طور تدريجي و نامحسوس دنيا

را تغيير مي‌دهد.

 

در نظريات جديد؛ برحسب آنچه در جادو استفاده مي‌شود (ممکن است همه يا بعضي

موارد استفاده شود):

 

 

  • جادوي سرايتي: به کمک اجسام فيزيکي که زماني با شخص يا چيزي که جادوگر مي‌خواهد روي او تأثير بگذارد، در تماس بوده‌است.
  • جادوي همساني با استفاده از تصاوير يا اشياي فيزيکي است که به نوعي با شخص يا چيزي که مي‌خواهيم تحت تأثير قرار دهيم، شباهت دارد. مانند عروسک‌هاي وودو

 

در فرهنگ عام بر حسب تعالي:





  • جادوي متعالي يا جادوي سفيد: از يک نيروي الهي کمک مي‌گيرد و هدف متعالي دارد

 

    • جادوي پست يا جادوي سياه(Necromancy): جادويي که با نيروهاي پست از قبيل مرگ سر و کار دارد يا هدف شخصي دارد. مثلاً
    • براي آسيب زدن به فردي استفاده شود
    • با اجساد و موادّ مرده (گاهي نفرت انگيز و کثيف) سروکار دارد
    • احظار و گفتگو با روح مردگان مثلاً جهت گفتگو با روح عزيزي که مرده‌است يا براي گرفتن اطلاعات از روحهاي مردگان به عنوان نوعي پيش گويي يا براي کمک گرفتن در انجام جادويي ديگر.

 

در فرهنگ عام برحسب روش؛ مواردي که بين مردم معروف است:



 

  • ورد(spell): شناخته شده ترين عمل جادوگري، اوراد و حرکاتي است طبق روندي خاص (اغلب خواندني، نوشتني، حرکتي و گاه با وسايلي چون گوي و چوب دستي جادويي) که اجراي آن آن اثر خاصّي را به همراه دارد.
  • غيب گويي: يک عمل جادوگري مشهود ديگر است که هدف آن دادن اطلاعات درباره گذشته، حال و آينده(‌پيشگويياست. اين کار اغلب با ابزاري انجام مي‌شود. انواع غيب گويي عبارتند از:



 

      • فال ورق: غيب گويي به کمک ورق فال گيري

 

 

      • کهانت اگر با فردي از نوع جن مشورت انجام شود، آن را کهانت و مشورت گر را کاهن گويند. اين لغت معاني ديگري هم دارد
      • نوع خاصّي از آن را ئي چينگ مي نامند

 

    • عرّافي: غيب گويي با نگاه کردن به ظاهر فرد
    • غيب گويي به کمک جادوي سياه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 11:7  توسط بیداخویدی  | 

کیهان شناسی شناخت فضا،شناخت هستی

اجرام آسماني هميشه زمين را تهديد کرده اند و در طول تاريخ ، بارها به آن برخورد کرده اند. 65 ميليون سال پيش ، برخورد سيارکي 10 کيلومتري به کوهستان يوکاتان در مکزيک ، گودالي به قطر 200 کيلومتر پديد آورد و آن قدر گرد و غبار در جو زمين پخش کرد که تا سالها، سطح زمين رنگ خورشيد را نديد و دوسوم موجودات زنده روي زمين از جمله دايناسورها از بي غذايي منقرض شدند.
سالهاي آغازين قرن بيستم (1908) ، انفجار توده اي 50 متري از بقاياي دنباله دارها بر فراز رودخانه تونگاسکا در سيبري روسيه ، جنگل وسيعي را در انفجاري که 600 برابر انفجار هسته اي هيروشيما قدرت داشت ، سوزاند و انسان متمدن را با شدت تخريب برخورد اجرام آسماني ، بيش از پيش آشنا کرد. برخورد دنباله دار شوميکر - لوي 9 با سياره مشتري در سال 1373 و مشاهده اثرات گسترده اين برخورد نيز نگراني دانشمندان را بيش از پيش افزايش داد.
در تلاش براي شناسايي اين اجسام خطرناک ، دانشمندان توانسته اند حدود 3500 جسم آسماني نزديک به زمين را شناسايي کنند و پيش بيني مي کنند که 100 هزار جسم ديگر حوالي مدار زمين وجود دارد که هر يک مي تواند براي زمين و ساکنان آن خطرساز شود. اما برخي از اين اجرام ، خيلي بيشتر از آنچه فکر مي کنيد، براي زمين خطرساز بوده اند. آپوفيس ، يکي از آنهاست.

آذرماه 1383 براي جهانيان يادآور چهره ويرانگر آبهاي آرام زمين است. زمين لرزه اي شديد در نزديکي سواحل اندونزي ، سونامي بزرگي را در اقيانوس هند پديد آورد و امواج غول پيکر درياهاي آزاد، سواحل بي دفاع را زير فشار خردکننده آب له کرد. چشمان جهانيان به سواحل اقيانوس هند دوخته شد و تلاش براي کمک رساندن به آسيب ديدگان اين منطقه پرجمعيت در صدر فعاليت هاي جهاني قرار گرفت ؛ اما در حالي که بيشتر مردم ، مهياي برگزاري مراسم آغاز سال نوي ميلادي بودند و اندک روزنامه نگاران فعال به پوشش خبري سونامي مي پرداختند، اضطراب شديدي بر مراکز فضايي ايالات متحده حکمفرما شده بود، البته نه از بابت سونامي که از جانب صخره اي چند صد متري که هر لحظه ، احتمال برخوردش با زمين قطعيت بيشتري مي يافت.
اين صخره خطرناک ، عضوي جديد از گروه سيارک هاي آتن بود که داخل مدار زمين به دور خورشيد مي گردند. اين عضو جديد که 2004MN4 نام گرفته بود، در خرداد همان سال کشف شده بود، اما به دليل شرايط بسيار نامساعد رصد از نظرها پنهان شده بود. خوشبختانه رصدگران توانستند اين سيارک را آذرماه همان سال دوباره پيدا کنند و با رصد دقيق تر، مدار اين جسم آسماني را بدقت تعيين کنند. داده هاي مداري اوليه نشان مي داد که اين سيارک فروردين ماه 1408 / آوريل 2029 با زمين برخورد مي کند.
معمولا وقتي سيارک جديدي در گروه سيارک هاي نزديک به زمين کشف مي شود، اطلاعات اوليه به قدري اندک است که در نگاه اول ، همه شان به زمين برخورد مي کنند؛ اما با رصدهاي بيشتر و تعيين مدار دقيق تر اين احتمال کاهش مي يابد و در نهايت مشخص مي شود که اين جسم به هيچ وجه با زمين برخورد نمي کند. اما درباره 2004MN4 عکس روال معمول اتفاق افتاد.
اولين گزارش رسمي ناسا از اين جسم 24 دسامبر منتشر شد و احتمال برخورد را يک در 233 اعلام کرد، اما اواخر همان روز، مدار جديدي که بر پايه 64 رصد اين سيارک به دست آمد، اين احتمال را تا يک در 62 (1.6 درصد) افزايش داد. تا فرداي آن روز، 37 رصد ديگر انجام شد و برپايه 101 رصد موجود، مدار اين سيارک با دقت بيشتري تعيين شد که نتيجه آن ، احتمال برخورد به يک در 45 (2.2 درصد) افزايش يافت. 26 دسامبر، 169 رصد انجام شده بود و احتمال برخورد همان 2.2 درصد باقي ماند. روز بعد، بر پايه 176 رصد انجام شده ، احتمال برخورد به يک در 37 (2.7 درصد) افزايش يافت.
اين ، جدي ترين خطر برخورد سيارک ها با زمين در سالهاي اخير بود.اما در طول اين چند روز دلهره آور، گروهي از اخترشناسان سراغ آرشيو تصاوير رصدخانه ها رفتند و سعي کردند 2004MN4 را در آنها بيابند. خوشبختانه تلاش آنها به ثمر رسيد و آنها توانستند موقعيت اين سيارک را در دوره اي 287 روزه ، از اسفند 1382 تا آذر 1383 به دست آورند. اين داده ها براي تعيين مدار دقيق اين سيارک کافي بود. مدار دقيق اين سيارک نشان داد اين جسم فروردين 1408 هجري شمسي با زمين برخورد نمي کند، بلکه از فاصله نزديک 60 هزار کيلومتري سطح زمين عبور خواهد کرد. به اين ترتيب ، احتمال برخورد اين سيارک با زمين در سال 1408 به يک در چند ميليون کاهش پيدا کرد که حول وحوش احتمال برخورد سيارک هاي ديگر به زمين است.
رصدهاي دقيق چند روز بعد، دانشمندان را از عدم برخورد اين سيارک با زمين مطمئن کرد. اطلاعات مداري نشان مي داد ملاقات نزديک اين جسم با زمين ، تغيير چنداني در مدارش ايجاد نمي کند و خطر برخورد اين جسم با زمين در ملاقات هاي بعدي ، بسيار کمتر از ملاقات 1408 هجري شمسي است.
با برطرف شدن خطر برخورد اين جسم آسماني ، دانشمندان نفس راحتي کشيدند که هفته آخر ماه دسامبر، همه روزنامه نگاران متوجه سونامي بودند و کسي به بازتاب اين احتمال هاي برخورد نپرداخت. فکرش را بکنيد، جهانيان بتازگي گرفتار قهر طبيعت شده بودند و اگر اعلام مي شد 25 سال ديگر سيارکي 400 متري به زمين برخورد مي کند، چه اتفاق هايي که نمي افتاد. خوشبختانه موضوع اين سيارک ويرانگر در امواج سونامي پنهان ماند و تنها در مجامع علمي به آن اشاره مي شد. کارشناسان با اطمينان کامل اعلام کردند که شامگاه 24 فروردين 1408 هجري شمسي ، ساکنان اروپا و آسياي غربي مي توانند اين سيارک را به شکل جسمي کم نور رصد کنند که طي چند ساعت ، عرض آسمان را طي مي کند. چنين ملاقات نزديکي با سيارکي هم اندازه 2004MN4 به طور متوسط هر هزار سال يکبار اتفاق مي افتد.

بازگشت براي نابودي
يک ماه بعد، اطلاعات دقيق تري از مدار اين سيارک به دست آمد که کارشناسان را دوباره نگران کرد. تلسکوپ راديويي آريسبو در پرو که بزرگترين بشقاب راديويي زمين است ، اين بار در نقش رادار مورد استفاده قرار گرفت و اوايل بهمن ماه ، رصد بسيار دقيقي از اين سيارک انجام داد. مدار جديدي که برپايه داده هاي راداري به دست آمد، نشان داد که ملاقات اين سيارک با زمين در فروردين 1408 هجري شمسي در فاصله بسيار کمتر 30 هزار کيلومتري سطح زمين انجام خواهد شد و اين سيارک از ماهواره هاي مخابراتي زمين ثابت که در ارتفاع 36 هزار کيلومتري قرار دارند، به زمين نزديکتر خواهد شد. اين مقدار، نصف فاصله اي بود که در محاسبات پيشين به دست آمده بود و سبب مي شد گرانش زمين مدار اين سيارک را حدود 28 درجه منحرف کند.
شبيه سازي ها نشان داد اين انحراف به قدري است که مي تواند به برخورد اين سيارک با زمين در ملاقات آينده ، يعني فروردين 1415 / 2036 منجر شود. روز از نو و روزي از نو!
رصد آريسبو 2 نتيجه مهم در پي داشت ؛ اول اين که نشان داد روشهاي موجود در تعيين مدار اجرام سماوي و تحليل هاي رياضي آن خطا دارند و ديگر نمي توان به اين روشها اطمينان کامل داشت ؛ بنابراين بايد به فکر روشهاي جديدتر و رصدهاي دقيق تر بود. نتيجه دوم ، تلاش براي مقابله با برخورد 1415 / 2036 بود. برخي اخترشناسان که احساس مي کردند ناسا خطر برخورد اين جسم آسماني را آنچنان که بايد جدي نگرفته است ، گرد آمدند و تحت سرپرستي راستي شوي کارت ، فضانورد آپولو 9گروهي را تاسيس کردند تا جهانيان را متوجه خطر برخورد اين سيارک به زمين کنند و روشهايي براي مقابله با اين خطر تدوين کنند.
اين گروه ، عنوان ب 612 را براي خود برگزيد که شايد مشهورترين سيارک شناخته شده براي مردم روي زمين باشد، همان سيارکي که شازده کوچولوي داستان آنتوان دو سنت اگزوپري آنجا را به قصد ديدار زمين ترک گفت.
شبيه سازي هاي رايانه اي نشان مي داد سيارک 2004MN4 در عبور از 30 هزار کيلومتري زمين ، 28درجه منحرف مي شود و مدار به شکلي تغيير مي کند که اين سيارک از گروه آتن خارج و وارد گروه آپولو مي شود. آپولو، گروهي از سيارک هاي نزديک زمين است که خارج از مدار زمين گردش مي کنند. اخترشناسان ، چند ناحيه بسيار کوچک را در نزديکي زمين شناسايي کردند که اگر سيارک از آنها عبور مي کرد، قطعا در سال 1415 با زمين برخورد مي کرد. اين مناطق که بيش از 600 متر پهنا نداشتند، همچون لبه تيغي هستند که لغزش سيارک روي آنها، سرنوشت زمين را رقم مي زند.
تيرماه 1384، اين سيارک رسما شماره گذاري شد. 99942آپوفيس ، عنوان جديد اين سنگ آسماني بود و الحق که براي سيارکي که اين همه آشفتگي در منظومه شمسي پديد خواهد آورد، عنوان برازنده اي است. آپوفيس ترجمه يوناني آپپ است ، مظهر شيطان و آشفتگي در مصر باستان. آنان آپپ را دشمن روشني و نظم مي دانستند که در قالب ماري بزرگ ، هر عصرگاه به خورشيد حمله مي کرد و پرده اي از تاريکي بر زمين مي گسترد. بعضي وقتها آپپ گستاخ تر مي شد و روز هنگام نيز به خورشيد حمله مي کرد که نتيجه اش ، خورشيدگرفتگي بود. صد البته که خورشيد در هر مبارزه پيروز مي شد!
رصدهاي دقيقي که در سالهاي 1384 و 1385 انجام شد، دقت اندازه گيري ها و مدار اين سيارک را بسيار افزايش داد و کارشناسان مکانيک مداري توانستند برنامه حرکت اين تکه سنگ را با قطعيت بيشتري پيش بيني کنند. طبق جديدترين تحليل ها، اين سيارک فروردين 1408 ، از نزديکي هيچ يک از لبه هاي تيغ عبور نمي کند و در ملاقات بعدي که ظهر روز 23 فروردين 1415 هجري شمسي انجام خواهد شد، از فاصله 3400 کيلومتري سطح زمين عبور خواهد کرد. احتمال اين برخورد فعلا دوهزارم درصد است و به نظر نمي رسد اين دنباله دار در 100 سال آينده ، زمين را با خطر روبه رو کند. از قرار معلوم ، شيطان ويرانگر فرصت تخريب زمين را هنوز به دست نياورده است.
جايزه اي براي ملاقات با شيطان
سيارک آپوفيس بين 250 تا 300 متر پهنا دارد و جرمش بيش از 20 ميليارد کيلوگرم نيست. در اين ابعاد، آپوفيس در مقايسه با اجرام منظومه شمسي ذره غباري بيش نيست و حتي عبور از نزديکي يک تکه سنگ چند کيلومتري هم مي تواند مسير اين سيارک را منحرف کند. مدار فعلي آپوفيس ، بيضي بزرگي به قطر 276 ميليون کيلومتر است (قطر مدار زمين 300ميليون کيلومتر است) که اين تکه سنگ ، هر 323 روز يک بار روي آن مي گردد. سرعت متوسط آپوفيس روي اين مدار 31 کيلومتر در ثانيه است.
با اين سرعت زياد و در چنين مسافت طولاني اي ، کمترين لغزش در مسير به انحرافي بزرگ منجر مي شود. آپوفيس کافي است تنها چند صدم ثانيه تغيير مسير بدهد تا روي يکي از آن لبه هاي تيغ بلغزد و زمين را تهديد کند. از سوي ديگر، هنوز 22 سال ديگر تا ملاقات 1408 مانده که در اين مدت ، هزار و يک اتفاق خواهد افتاد و ممکن است مسير اين دنباله دار بارها تغيير کند. با اين وصف ، چگونه مي توان اطمينان داشت اين سيارک زمين را تهديد نمي کند؟
در کنار انحراف هاي احتمالي مدار آپوفيس ، اين سوال نيز مطرح است که آيا ابزارها، روشها، تحليل ها و اندازه گيري هاي ما به اندازه کافي دقيق هستند؟ نمونه نگران کننده اي از اين خطاها را در تعيين کمترين فاصله آپوفيس با زمين در فروردين 1408 ديديم و مي دانيم احتمال خطاهاي بزرگتر نيز وجود دارد. نمونه هاي ديگري نيز وجود دارد که با خوش شانسي فوق العاده اي از آنها جان سالم به در برده ايم! در سال 2002، سيارکي به ابعاد 120 متر در 50 متر از فاصله 120 هزار کيلومتري زمين عبور کرد، يعني يک سوم فاصله ماه تا زمين.
اخترشناسان زماني متوجه گذر اين جسم شدند که 3 روز از نزديکترين ملاقات گذشته بود! البته اين جسم اگر به سمت زمين هم منحرف مي شد، به احتمال زياد، تکه تکه مي شد و خطري جهاني پديد نمي آورد؛ اما گذر چنين جسم بزرگي از فاصله اي به اين نزديکي ، آن هم بدون آشکار شدن در سيستم هاي خودکار جستجوگر اطراف زمين ، آيا اين معني را به دنبال ندارد که روشهاي فعلي ما به کارآمدي صددرصد نرسيده اند؟ نگاهي به جدول شماره مي تواند نماي بهتري از اين اجسام سرگردان اطراف زمين به شما بدهد.
در حال حاضر، مرکز NEO در ناسا مشغول فعاليت است که هدفش ، شناسايي و تعقيب مدار اجرام نزديک زمين است. نئو تا آذرماه سال 1387 ، حداقل 90 درصد از 1100 سيارک بزرگتر از يک کيلومتر را در اطراف زمين شناسايي و مدار آنها را تعيين خواهد کرد. اين مرکز همچنين وضعيت مدار سيارک ها را بدقت زير نظر دارد تا هر تغيير اندکي را تشخيص دهد و هميشه به جديدترين مسير حرکت اين اجرام دسترسي داشته باشد؛ اما رصد اين اجرام کار ساده اي نيست.
سيارک هاي نزديک زمين و بخصوص گروه آتن ، بيشتر وقت خود را نزديک به خورشيد مي گذرانند و شرايط مناسب رصد آنها زماني حاصل مي شود که به نزديکي زمين رسيده باشند. براي آپوفيس ، اين فرصت هر 6 تا 8 سال يکبار تکرار مي شود که آخرين آنها سالهاي 1383 و 1384 بود. فرصت بعدي اين ملاقات ، سال 1392 / 2013 فراهم مي شود و همين ، شرايط تعقيب اين سيارک را با دشواري روبه رو کرده است. البته سال 2013 ، آپوفيس در نزديک ترين فاصله هنوز 14 ميليون کيلومتر با زمين فاصله دارد که براي رصد مرئي بسيار دور است ، اما آنقدر نزديک هست که بتوان با استفاده از رادار، مدار آن را بدقت اندازه گيري و مسير آن را حداقل تا سال 1450 / 2070 پيش بيني کرد.اما تمام اين تلاشها براي کسب اطمينان درباره برخورد آپوفيس کافي نيست.

شامگاه 24 فروردين 1408 خورشيدي مي توانيد سيارک ويرانگر را به شکل نقطه اي کم فروغ حتي در آسمان شهرها ببينيد

ازاين رو انجمن سياره اي به همراه ناسا، آژانس فضايي اروپا، انجمن دانشگاه هاي پژوهشگر در نجوم و گروه ب612، مسابقه اي بين المللي براي طراحي کامل يک ماموريت ملاقات با اين خرده سنگ ترتيب داده است. در اين ماموريت ، فضاپيما از زمين به سوي سيارک پرواز مي کند، در مدار آن قرار مي گيرد و شرايطي فراهم مي کند که بتوان موقعيت لحظه به لحظه اين سيارک و مدار حرکتش را با دقت مشخصي اندازه گيري کرد. اين اطلاعات يکبار و براي هميشه مشخص خواهد کرد که آيا اين سيارک با زمين برخورد خواهد کرد يا خير. در طرح کامل بايد تمام جوانب يک ماموريت فضايي مانند هزينه ها و منابع مالي ، زمانبندي ساخت و پرتاب ، مدار حرکت ، شرايط ملاقات ، امکان ارسال اطلاعات و هر مساله مهم ديگر مطرح شده باشد.
تاکنون گروههاي بين المللي فراواني در اين مسابقه ثبت نام و عزم خود را براي بردن جايزه 50 هزار دلاري جزم کرده اند. اين مسابقه همچنين جايزه اي 5 هزار دلاري براي برترين طرح دانش آموزي و دانشجويي پيش بيني شده است.
اگر علاقه منديد، مي توانيد با مراجعه به پايگاه اينترنتي www.planetary.org اطلاعات بيشتري به دست آوريد.
اگر آپوفيس با زمين برخورد کند
ورود سنگهاي آسماني به زمين ، تنها مکانيسم شناخته شده افزايش خاک زمين است. البته اين افزايش خيلي نيست ، به طوري که ضخامت پوسته زمين هر هزار سال تنها چند ميلي متر افزايش مي يابد؛ اما جداي اين تاثير مثبت ، برخورد سنگهاي آسماني با زمين نتايج مختلفي در پي خواهد داشت. برخي از اين اجرام آن قدر کوچکند که تمام و کمال در جو مي سوزند و شهابهاي درخشان پديد مي آورند. اگر اندکي سنگين تر باشند، بخشي از آنها به زمين مي رسد و به شکل شهابسنگ بر سطح زمين باقي مي مانند. اگر اين شهابسنگ اندکي سنگين تر و بزرگتر باشد، گودالي برخوردي ايجاد مي کند که البته پس از سالها فرسايش ، چيزي از آن باقي نمي ماند.
جو زمين قابليت دارد که سيارک هاي کوچکتر از 100 متر را تکه تکه و آنها را در محيط وسيع تري پراکنده کند؛ اما سيارک هاي بزرگتر معمولا بدون آن که ماده زيادي از دست بدهند، با سرعت چندين کيلومتر در ثانيه به سطح زمين برخورد مي کنند و خسارت هاي فراواني بر جاي مي گذارند. جدول 2 ، اطلاعات جامعي را درباره برخورد سيارک هاي مختلف و آثار مخرب آنها بر زمين و حيات بازگو مي کند.
نتايج برخورد
سيارک در جو فوقاني متلاشي مي شود و به شکل شهابهاي معمولي تا آذرگوي هاي فوق العاده درخشان ديده مي شود.
سيارک هاي آهني گودال برخوردي ايجاد مي کنند، سيارک هاي سنگي در جو پاييني و نزديک سطح زمين منفجر مي شوند.
سيارک در برخورد با سطح زمين منفجر مي شود. اگر سيارک به اقيانوس برخورد کند، سونامي مخربي براي سواحل نزديک ايجاد مي کند.
برخورد با سطح زمين منجر به تشکيل گودال برخوردي بزرگ مي شود، برخورد با اقيانوس ، سونامي عظيمي را در سطح اقيانوس پديد مي آورد.
برخورد با خشکي گودال برخوردي عظيمي پديد مي آورد، برخورد با اقيانوس ، سونامي غول پيکري با ارتفاع چندين کيلومتر پديد خواهد آورد.
اين برخورد چه در خشکي و چه در آب ، آنقدر غبار در جو مي پراکند که آب وهوا و کشاورزي را تحت تاثير قرار مي دهد، برخورد با اقيانوس ها همچنين سونامي عظيمي در سراسر زمين ايجاد مي کند. تغييرات آب وهوايي گسترده در سراسر جهان ، تکه هاي داغ فوران يافته از اين برخورد در سراسر زمين پراکنده مي کنند و آتش سوزي هاي گسترده اي به راه مي اندازند.
به اين ترتيب ، مشخص است که اگر آپوفيس با زمين برخورد کند، کل زمين را تهديد نخواهد کرد و ويراني ها و خسارت هايش به مساحت يک کشور معمولي محدود مي شود. آخرين شبيه سازي ها نشان مي دهد، مسير برخورد احتمالي آپوفيس در فروردين 1415 از پرجمعيت ترين کشورهاي جهان عبور مي کند. اين مسير از ايسلند آغاز مي شود و پس از عبور از اروپاي مرکزي و شرقي ، کشورهاي قفقاز، شمال شرق ايران ، افغانستان ، پاکستان و شمال شرق هندوستان در آسياي جنوب شرقي پايان مي يابد.
اگر اين برخورد انجام شود، تکه سنگ 20 ميليون تني با سرعت 12.6 کيلومتر بر ثانيه به زمين برخورد مي کند و انفجاري به قدرت 400 مگاتن تي ان تي ايجاد مي کند که يکصد هزار برابر انفجار اتمي هيروشيماست.
انرژي اين برخورد همچنين 2 برابر شديدترين رويداد آتشفشاني معاصر است که سال 1262 / 1883 در آتشفشان کراکاتوآي اندونزي به وقوع پيوست و صداي آن تا هندوستان هم شنيده شد.
ذکر اين نکته ضروري است که تمام اين احتمال ها و پيامدهاي پيش بيني شده براي سيارک هاي اطراف زمين محاسبه شده و درباره دنباله دارها، اوضاع بمراتب وخيم تر است. دنباله دارهاي بلند دوره که حرکت خود را از پشت مدار پلوتو آغاز مي کنند، با سرعت بسيار بيشتري نسبت به سيارک هاي اطراف زمين حرکت مي کنند و اگر زمين را هدف بگيرند، سرعتشان هنگام برخورد به چند ده کيلومتر بر ثانيه خواهد رسيد. اثرات تخريبي دنباله داري به ابعاد سيارک آپوفيس هم اندازه برخورد سيارکي 3 کيلومتري خواهد بود. از آن بدتر، اين است که معمولا فرصت هشدار براي برخورد يک دنباله دار با زمين بيش از چند ماه نيست.
احتمال مرگ بر اثر برخورد سيارک يا شهاب سنگ مشابه سقوط هواپيماي مسافربري است و از عواملي مانند سيل ، گردباد و گزش حيوانات سمي بسيار بيشتر است.
اگر روزي تکه سنگ بزرگتري زمين را هدف قرار دهد بايد چه کرد؟ آيا نبايد از هم اکنون خود را براي مقابله با اين خطر حتمي که تمام زمين را تهديد مي کند، آماده کنيم؟
هم اکنون روشهاي متنوعي براي مقابله با برخورد يک سنگ آسماني به زمين پيشنهاد شده است. روش هاليوودي انفجار يک بمب هسته اي درون سيارک و تکه تکه کردن آن ؛ شليک جسمي سنگين با سرعت زياد به سنگ آسماني و منحرف کردنش از مدار؛ متمرکز کردن نور خورشيد بر سنگ آسماني و استفاده از فشار تابشي نور براي نيروي انحرافي اندک در زمان طولاني (مثلا با متصل کردن بادبان هاي خورشيدي يا رنگ کردن سيارک)؛ ايجاد انفجار و فوران مواد در سيارک يا دنباله دار به نحوي که عکس العمل اين فوران ، جسم را منحرف کند؛ ايجاد اصطکاک در مدار حرکت جسم آسماني و تغيير مدار با استفاده از تغيير سرعت ، گردش ماهواره اي سنگين به دور سيارک و بکسل کردن آن با استفاده از نيروي گرانش و اگر هيچ روشي جواب نداد، منحرف کردن سنگ آسماني به سوي ماه ، از جمله طرحهاي فراواني هستند که کارشناسان روي آنها مطالعه مي کنند.
هر روش مزيت و عيب خاص خود را دارد که توصيف آنها در اين مجال نمي گنجد؛ اما اغلب اين طرحها نيازمند اطلاعات کاملي از ساختار داخلي سيارک هاست که معلومات ما در اين زمينه بسيار ناچيز است. عبور سيارک آپوفيس در فروردين 1408 هجري شمسي ، اين فرصت را در اختيارمان قرار مي دهد که براي اولين بار، پژواک لرزه هاي داخل اين سيارک را هنگام گذر از 30 هزار کيلومتري زمين اندازه گيري کنيم و اطلاعات کاملي درباره ساختار داخلي اين اجرام خطرناک به دست آوريم. ملاقات نزديک با يک سيارک هميشه هم خطرناک و زيان آور نيست!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 17:15  توسط بیداخویدی  | 

december - 21 - 2012

ناسا در هشداری اعلام كرد كه یك توفان خورشیدی كه در سال 2012 به زمین می رسد موجب خواهد شد كه برق تمام دنیا خاموش شود.

به گزارش مهر، در هشدار ناسا و آكادمی ملی علوم آمده است كه میلیون ها نفر در سال 2012 بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچال ها، تلفن های همراه و ماهواره ها خاموش می شود. از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر 11 سال یك بار به نقطه ای می رسد كه در آن پیك پدیده های فوران های خورشیدی و پرتاب تاج های خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود.

این فوران ها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفان‌های ژئومغناطیسی زمین شود. اتمسفر زمین می تواند از این برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارت های زیادی به ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روی زمین وارد می شود. ستاره شناسان این پدیده ها را از سال 1859 رصد كرده اند. در آن زمان یك توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریكا اختلال ایجاد كرد. در ماه می 1921 توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در2 سر اقیانوس اطلس از کار انداخت. در سال 1989 شش میلیون نفر در كبك كانادا به مدت 9 ساعت به سبب یك توفان ژئومغناطیسی كه 10 برابر ضعیف تر از توفان سال 1921 بود بدون برق ماندند. اگر حادثه ای مشابه آن چه كه در سال 1921 رخ داد تكرار شود تعداد افراد بدون برق به 130 میلیون نفر افزایش خواهند یافت و تكرار حادثه ای مشابه سال 1859 كه بسیار قوی تر از توفان 1921 بود، 2 هزار میلیارد دلار خسارت وارد خواهد كرد.

 به گفته دانشمندان ناسا، پیك بعدی این توفان های خورشیدی بین سال های 2012 و 2013 خواهد بود كه جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند. اخترشناسان از آغاز چرخه لكه خورشیدی تعبیر به عطسه خورشید كرده و هشدار داده اند، زمانی كه خورشید عطسه می كند، در واقع زمانی است كه زمین بیمار می شود


+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 17:11  توسط بیداخویدی  | 

عواملی وجود دارند که ممکن است در آینده باعث نابودی و یا تغییر در شرایط اقلیمی و از بین رفتن حیات در کره زمین شوند. بعضی از این عوامل که زائیده دست بشر است تا گذشته‌های ‌خیلی نزدیک اهمیت چندانی نداشت ولی امروزه نمی‌توان از آنها چشم پوشی کرد ، مثلا قطعه درختان جنگلی و افزایش دی‌اکسید کربن اتمسفر و سوراخ شدن لایه ازن. عوامل دیگری نیز وجود دارند که آدمی نمی‌تواند آنها را کنترل کند و این عوامل طبیعی ممکن است که در آینده باعث نابودی کره زمین شوند. در این مقاله سعی می‌شود تا حدودی به شرح این عوامل بپردازد.

شکار بی رویه حیوانات ممکن است که باعث نابودی آنها شود مثلا شکار ماموتها‌ توسط انسان با از بین رفتن نسل این حیوان شده است و امروزه فقط اجساد باقیمانده این جانور عظیم الجثه را در میان یخهای سیبری می‌توان پیدا کرد. از میان دیگر قربانیها به پرنده قطبی اوک (Auk) باید اشاره کرد که طی 150 سال اخیر شکار گردیده و کلا نابود شده است و روند شکار پارهای ‌جانوران دیگر نیز بسیار خطرناک و هشدار دهنده است. قطعه درختان جنگلی ، پاکسازی بیشه را رها و گسترش کشتزارها و توسعه روز افزون شهرها را نیز باید از جمله عوامل دانش و گریزاندن جانوران از دادگاه خویش به شمار آورد.



img/daneshnameh_up/9/98/1035-zamin.JPG

آلودگی محیط زیست

مساله آلودگی محیط نیز بسیار جدی و سه طور فزآیندهای ‌خطرناک و هشدار دهنده است. مقدار دی‌اکسید کربن موجود در جو زمین هماهنگ با پیشرفت صنایع به شدت رو به فزونی است و ارائه آن زیانها‌ی جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. بیشتر افزایش دی‌اکسید کربن در جو ناهید موجب گردیده تا دمای سطحی سیاره مزبور به حدود 540 درجه سانتی گراد بالا رود و ان را به جهنمی سوزان مبدل سازد. پاره‌های ‌فعالیتها‌ی صنعتی نوین موجب می‌گردد که میزان دی‌اکسید کربن کره مسکونی ما نیز فزونی یابد و دگرگونی خطرناکی را در اقلیم زمین باعث گردد. کشور آمریکا بزرگترین کشور آلوده کننده زمین می‌باشد که به تنهایی در حدود 40 در صد از دی‌اکسید کربنی که وارد جو زمین می‌شود را تولید می‌کند.

جنگ اتمی

تهدید کننده‌ترین خطرات ، احتمال وقوع جنگ جهانی و کاربرد سلاحهای اتمی است. تاثیر جنگ افزارهای اتمی و عدم کنترل صحیح مواد رادیواکتیو نه تنها به نابودی انسان و دیگر موجودات کنونی زمین می‌انجامد بلکه امکان تجدید حیات از سیاره خاکی را نیز برای همیشه از بین خواهد برد.

تصویر

تاثیر خورشید

به جز موارد قبلی که زائیده دست انسان است، رویدادهای دیگری نیز وجود دارد که از توان کنترل آدمی به دور است. حیات زمین کاملا به خورشید وابسته است و هر گونه تغییری درباره آن ولو خیلی ناچیز هم که باشد به ضایعات مرگباری مبدل می‌گردد و اثرات ، مطلوبی به جای می‌گذارد. آب و هوای زمین طی عصر یخبندان کوچک یعنی حدود قرن هفدهم میلادی بطور کاملا محسوس سردتر از امروزه بوده است. بین سالهای 1850 تا 1940 دوره نسبتا گرمی جایگزین آن گردید، اما این که دوره سرد احتمالا یخبندان بعدی کی آغاز خواهد شد، معلوم نیست و هیچگونه شواهدی دال بر این که شرایط معتدل کنونی تا چه زمان به درازا خواهد کشید در دست نداریم.

گذشته‌ها‌ نشان داده که دورهها‌ی میان دو یخبندان گاه به بیش از ده هزار سال به درازا کشیده است ولی در هر صورت مسلم این است که دوره یخبندان دیگری در پیش خواهیم داشت. بدون تردید انسان با اتکا به نیروی تفکر و اندیشه که از ویژگیهای او به شمار می‌آید از این مهلکه جان سالم به در خواهد برد، ولی در عین حال باید گفت که این مبارزه به قیمت کاهش جمعیت جهان تمام خواهد شد.

برخورد سنگهای آسمانی

خطر ناشی از برخورد سنگهای آسمانی با زمین را نیز نباید از قطر دور داشت گرچه تصادف سنگهای آسمانی به نابودی زمین نخواهد انجامید ، اما دگرگونیهایی را در شرایط اقلیمی زمین موجب خواهد شد، سرنوشت دایناسورها می‌تواند گواهی بر این ادعا باشد. گفته می‌شود که دایناسورها در اثر برخورد سنگ آسمانی بسیار عظیمی منقرض شده‌اند. سنگهای آسمانی که به زمین برخورد می‌کنند در بدو پیدایش زمین بسیار زیاد بوده است و رفته رفته از تعداد آنها و نیز اندازه آنها کاسته شده است. همچنین این سنگها وقتی به جو زمین برخورد می‌کنند در اثر اصطکاک سوخته می‌شوند و اندازه آنها بسیار کوچک می‌شود و حتی ممکن است به صورت گرد و غبار در آیند و به زمین نرسند.

تصویر

واژگونی قطبها‌ی مغناطیسی زمین

واژگونی قطبها‌ی مغناطیسی زمین نیز ضایعه ساز خطرناکی به شمار می‌آید. این دگرگونی در زمانی آغاز خواهد شد که اثرات فعلی میدان مغناطیسی زمین متوقف شود در خاصیت مگنتوسفر (Magnetosphere) که نقش سیر محافظ زمین را به عهده دارد زایل شود و راه را بر روی پرتوهای کیهانی بگشاید و صحنه حیات بخش زمین را میدان تاخت و تاز اشعه مرگبار کیهانی قرار دهد. دانشمندان اثبات کرده‌اند که هسته داخلی زمین که جامد است در حال بزرگ شدن است یعنی به اندازه آن افزوده می‌شود و از اندازه هسته خارجی مایع کاسته می‌شود. در اثر بزرگ شدن هسته جامد زمانی می‌رسد که دیگر هسته مایعی وجود نخواهد داشت و در این هنگام مغناطیس زمین بکلی از بین خواهد رفت. زیرا همانگونه که می‌دانیم هسته خارجی و داخلی به عنوان یک دینام عمل می‌کنند و باعث ایجاد میدان مغناطیسی زمین می‌شوند.

وقتی که خورشید بمیرد ...

در قانون طبیعت عمر ابدی مفهومی ندارد و طبیعتا برای خورشید هم استثنا قائل نخواهد شد. هیدروژن کره گرم و حیاتبخش خورشید نیز سرانجام روزی به پایان خواهد رسید و دگرگونیهایی در ساختار آن پدید خواهد آمد. توده مرکزی آن جمع و گداخته می‌گردد و توده‌ها‌ی سطحی باد کرده و متورم و سرد می‌شود و خورشید ما را به ستاره سرخ عظیمی مبدل می‌سازد.

این فعل انفعالات بازده حرارتی خورشید را برای مدتی لااقل صد بار بیشتر از بازده حرارتی امروزی بالا خواهد برد و حتی اگر کره زمین جان سالم به در برد، خصیصه حیاتی آن برای ابد از میان خواهد رفت. طی این تحولات اقیانوسها‌ به جوش آمده و آب آنها تبخیر خواهد شد. جو آن که نسبت به وضع فعلی به شدت دگرگون گردیده است پراکنده می‌گردد و دنیای پرتلاش و امیدوار کننده انسان را به دیار خاموشان مبدل می‌سازد.

پایان عمر زمین چه زمانی است؟

خوشبختی در آن است که این رویدادها حداقل زودتر از 4000 میلیون سال دیگر و شاید هم بیشتر به وقوع نخواهد پیوست. گفتن این که حیات ذی شعور انسانی تا ادوار بعدی همچنان باقی خواهد ماند، جرات می‌خواهد. نیروی تفکر و اندیشه انسانی که تاکنون از ویژگیها‌ی آدمی محسوب می‌گردد، شاید مسائل بسیاری را پاسخگو باشد اما این که آیا جوابگوی رویدادهای غیر قابل پیش بینی نیز خواهد بود یا نه ، خود مساله‌ای ‌است. ولی در هر حال انسان بایستی به اتکا نیروی خود از هیچ تلاشی برای ادامه حیات و بقای خویش فرو گذار نباشد و از تباه سازی محیط زیست خود سخت بپرهیزد.

همچنین ببینید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 17:11  توسط بیداخویدی  | 

پایان دن

دانشمندان آمریكایی حدود تقریبی زمان نابودی جهان را محاسبه و تخمین زدند.

زمین سرانجام خواهد سوخت زیرا به سمت خورشید جذب خواهد شد.

محققان علوم فضایی آمریكا زمان نابودی زمین را هفت میلیارد و پانصد میلیون سال دیگر به اضافه یا من‌های پانصد سال تخمین می‌زنند كه سال‌های آخر آن وضعیت زمین بسیار ناگوار خواهد بود.

در سال‌های آخر عمر زمین نیمی‌از كره زمین دائما بسوی خورشید و درجه آن 1000درجه خواهد بود و نیم دیگر آن كمی ‌در تاریكی و درجه حرارتش 420 درجه خواهد بود كه در آن زمان مدت‌هاست هیچ انسانی بر روی زمین زندگی نمی‌كند.

نسل انسان‌ها در كمتر از یك میلیارد سال دیگر از روی زمین منقرض خواهد شد، زیرا اوضاع جوی بیشتر از این مدت برای انسان قابل تحمل نیست.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 17:10  توسط بیداخویدی  | 

هارپ چیست؟

هارپ چیست؟

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.

 
 
به صدای هارپ گوش دهيد 

( توضيح آنکه: جنگ هايی که از  امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناتيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چيست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

 

 

این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشيد را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمين جلوگيری می نمايد تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دليل محیط الکتریکی موجود در آيونوسفير  از اين لايه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دليلی دچار اختلال شود تاثيرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زيستن را مختل می کند.

لايه آيونوسفير چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثير مستقيم داشته باشد. از نمونه های اين تاثيرات قرمز و گداخته شدن و يا ذره بينی نمودن لايه را ميتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی وسيعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF  را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

 

آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا

 

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آيونوسفير و بازگشت به زمين قادر اند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمين نيز وارد ميشوند و عملکرد آن بمانند "راديو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژيست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی يک موج کوتاه "راديو ترموگرافی" به داخل زمين فرستاده ميشود به لايه های مختلف برخورد کرده و آن لايه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدايی با فرکانسی مخصوص توليد و به سطح زمين باز ميگرداند و ژئولژيست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زيرزمين را شناسايی کنند.

با اين تفاوت که راديو ترموگرافی سيستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لايه های زير زمينی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سيستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لايه های زمين را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

 

 

 

از نمودار فوق متوجه می شويد که آيونوسفير گداخته شده (به رنگ قرمز ديده می شود) و سپس مثل يک قلب شروع به تپش ميکند و از اين تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه توليد شده که پس از اصابت به زمين به  داخل آن نفوذ مينمايد و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از اين فرکانس فوق کوتاه و نيرومند، زمين زلزله و خرابی توليد ميگردد.

برای درک چگونگی ايجاد زمين لرزه يک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت ميکند، اول تارهای صوتی او ميلرزند (مثل لرزش های ايجاد شده در آيونوسفير). از اين لرزش فرکانس صوتی توليد شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را ميلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لايه های زير زمين به سبب اصابت فرکانس های توليد شده از آيونسفير) و سپس در گوش صدا توليد شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ويژگی معادن يابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و يک ترموگراف برای اين کار کافيست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را ميتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آيونوسفير، پس از ورود به عمق دريا ميتوانند صدمات جانی برای موجودات دريايی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زيراند:

 ١-  ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آيونوسفير، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ نمايد که پس از برخورد  به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می نمايد.      برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

 

    

 

٢-  با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ايجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

٤- انتقال نيروی برق از محل تاسيسات هارپ به نقطه ی ديگر از زمين و همچنين انتقال  برق از زمين به ماهواره ها.

 ٥- ايجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ايجاد "غش" و توليد  "وهم" در مغز انسانها.

 ٦- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئينگ (Boeing) در اين رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.

 ٧- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).

 ٨- اختلال درعملکرد طبيعی آيونوسفير که چرخش زمين را در کنترل دارد. احتمال بسيار ميرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثيراتی در حرکت چرخشی زمين ايجاد گردد، بدين صورت که يا چرخش را سرعت بخشيده و يا کند نمايد.

٩- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.

 می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با اين تکنولوژی جديد کاملا متروکه به شمار ميايند به گونه ای که "هارپ" ميتواند با يک عملکرد کليه کامپيوتر های يک هواپيما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه ميشويد هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهديد و يا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در اين صورت برای جلوگيی از مزاحمت احتمالی کشور همسايه برای آنها زمين لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در اين مقاله ما فقط  به نکته ١،یعنی فقط در رابطه با ايجاد زلزله بتوسط  هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران"  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

 

 

 

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان ميدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

   ٤/٦٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با :   ٤/٢٠٦ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.

 

 

٣/١٥٥٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

  ٢/١٥٢٠٦  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخير برابر با ٤٦/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زير از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

 

 

 

٩/٤٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٤/١٨٦٥٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با : ٨/٢٩٠

 

  چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کيلومتر در ایران اينگونه بالا رفته اند؟

 در حين جستجو ها به يک عدد ويژه ای برخورد کردم که به نظرم  غير واقعی رسيد. سئوالی برايم پيش آمد که چگونه اغلب زمين لرزه ها در چند سال اخير در ایران در عمق ١٤ کيلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمين لرزه ها در این عمق يا صفر بودند و يا حد اکثر تا دو درصد.

 

 

ياد آور می شويم:  زمين لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل"  يا "Fault lines" توليد ميگردند.

ارگ بم چه شد؟

 

  بم بعد از ٢٠٠٠سال ایستایی؟!

 

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  "عادل کهن" (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زير مشاهده می کنيد:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه...

 برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجااشاره کنید.

 

 

 

 

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

 

دلفین های چه شدند؟

 

 

در سال ١٣٨٦ , ١٥٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦

 

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟

 

 آیا این اثر سوختگی نیست؟

 

هارپ (HAARP) یک پروژه ايست که مسئولين اعلام کردند برای "بررسی و تحقيق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع اين يک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سيستم راديويی هواپيما ها و نهايتا سقوط آنها استفاده ميگردد.

نتايج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات راديويی هارپ باعث سرخ شدن لايه آيونوسفير شده و اين لايه را  به نوسان در می آورد.

اين نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمين، زمین زلزله ايجاد می کنند.

 با توجه به ازدياد درصد زلزله در سطح ايران در دهه اخير نسبت به دهه پيشين که متجاوز به ٤/٢٠٦ % بوده است ميتوان به وجود تاثيرات ديگری در ايجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه اين ازدياد پس از آغاز فعاليت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پيشگيری و دريافت پيش اخطار از اين قبيل زلزله ها ميتوان ايستگاهايی در حوزه های وسيع تاسيس و بکار گرفت و با اندازه گيری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دريافت پيش اخطارهای ELF بين ١٥ دقيقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغير است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گيری فرکانسELF/ULF  در جاهايی که خالی از فرکانسهای مزاحم ديگر از قبيل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ايستگاه های راديويی و تلفنی ميباشد، انجام پذير است.

نمونه ای از يک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و يک دستکاه Magnetometer را در زير مشاهده ميکنيد. برای اطلاعاب بيشتر بر روی آنها اشاره کنيد.

 

           

 

                        ELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz                        Bell-5180-Magnetometer               

                                     

 

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد "هارپ" کتابی بنام  Angels Don't Play This HAARP  بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ويديو،  يکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don't Play This HAARP و ويديوی ديگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don't Play This HAARP تهيه شده است.

 در مورد جنگ ويتنام (Vietnam) و باران های سيل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمريکا (اغلب باران های استوايی از طريق ماهواره و سمپاشی از هواپيما بر روی ابر ها ايجاد می شدند) آقای دکتر  باب فيتريکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فيلمی از کنفرانس خود در اين زمينه  تهيه کرده که بخشی از آن را در کليپ ويديويی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS ميتوانيد مشاهده کنيد.    

 مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهيه شده است که فقط به جنبه تحقيقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غير انسانی آن توجهی نشده است.

 سوالی به بقاء موجوديت و در آينده ای نه چندان دور؟ به اينجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنيد.

 برای پيوند های مطالعاتی امواج راديويی زير فرکانس 22KHz به اینجا اشاره کنيد.

دومای روسیه به هارپ چگونه فکر میکند؟

اعتراض شرکت  بوئينگ (Boeing) به هارپ در اين رابطه بخوانید.



+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 17:5  توسط بیداخویدی  |